325مسجدالحرام بر حرم و شهر جايز است، چنانكه مىفرمايد: «سُبْحٰانَ الَّذِي أَسْرىٰ بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى (اسراء: 1».
ليكن بايد گفت: اولاً به خوبى معلوم نيست كه شأن نزول آيه جريان حديبيه باشد، و با فرض اينكه چنين باشد لزوماً به معناى منع از دخول در حرم نيست، زيرا مقصود اين مانعين جلوگيرى از انجام حج بود نه دخول در حرم، به عبارت ديگر منطقه حديبيه محل منع بود نه محدوده منع. و اما اين كه مىگويند: اطلاق مسجد الحرام بر حرم صادق است به دليل آيه اسراء بايد گفت: چنين اطلاقى تنها جواز را مىرساند و نمىتواند مفسر «المسجد الحرام» باشد. وانگهى دليلى قطعى در دست نيست، كه مبدأ اسراء پيامبر مسجدالحرام نباشد.
دليل قائلين به مكه اين است كه در ادامه فرموده است: «اَلَّذِي جَعَلْنٰاهُ لِلنّٰاسِ سَوٰاءً الْعٰاكِفُ فِيهِ وَ الْبٰادِ» . و از آنجايى كه شهر مكه و خانههاى آن براى مقيم و مسافر يكسان است، و كسى حق ندارد از مسافران اجاره بگيرد، پس معلوم مىشود كه منظور شهر مكه است نه خصوص مسجد الحرام.
البته در روايات نيز به اين معنا اشارت شده است، چنانكه امام صادق مىفرمايد كه علِى « نهى أهل مكة أن يؤاجروا دورهم و أن يعلقوا عليها أبوابا و قال : سواء العاكف فيه و الباد ». 1 و نيز در نامه به فرماندار مكه مىنويسد: « ...و مر أهل مكة أن لا يأخذوا من ساكن أجرا فإن الله سبحانه يقول : سواء العاكف فيه و الباد فالعاكف المقيم به و البادى الذى يحج إليه من غير أهله ... ». 2 و در روايت ديگرى امام صادق در تفسير «سَوٰاءً الْعٰاكِفُ فِيهِ وَ الْبٰادِ» مىفرمايد: « لم يكن ينبغى أن يصنع على دور مكة أبواب لأن للحاج أن ينزلوا معهم فى دورهم فى ساحة الدار حتى يقضوا مناسكهم ». 3