259
انكار يا ترك؟
در خصوص مراد از «مَنْ كَفَرَ»، دو ديدگاه وجود دارد: ديدگاه نخست كه منظور از كفر در اينجا عدم اعتقاد به حج و باور نداشتن آن است. 1ديدگاه دوم اينكه مراد از كفر در اينجا تنها ترك حج با پذيرش اصل آن است. 2 و به اصطلاح علامه طباطبايى كفر به فروع است، البته نتيجه ههمه اين واكنشها، بى اعتنايى به حج و به جا نياوردن آن است.
استناد ديدگاه نخست اين است كه به هنگام نزول آيه پيامبر مسلمانان، يهوديان، مسيحيان، مجوس، صابئان و مشركان را فرا خواند و به آنها فرمود: «ان الله كتب عليكم الحجّ فحجّوا، فآمن به المسلمون و كفرت به الملل الخمس، و قالوا: لانؤمن به، و لانصلى اليه، و لانحجّه». كه قائلان آن در تفسير خود آوردهاند.
مستند ديدگاه دوم نيز روايات چندى است. از جمله روايات تسويف در حجّ، چنانكه امام صادق درباره تاجرى كه حج را به تأخير مىاندازد مىفرمايد: «لَيْسَ لَهُ عُذْرٌ فَإِنْ مَاتَ فَقَدْ تَرَكَ شَرِيعَةً مِنْ شَرَائِعِ الإِسْلامِ». 3 و نيز از روايتى كه وجوه كفر را بيان نموده است، معلوم مىشود كه ترك حجّ غير از كفر مصطلح است، چنانكه امام صادق مىفرمايد: « ... وَ مِنْهُ كُفْرُ التَّرْكِ لِمَا أَمَرَهُمُ اللَّهُ وَ