257قمتم بها، و لمتقوموا بها كفرتم...». سپس مىافزايد: اين روايت دليل بر اين است كه امر مفيد تكرار نيست، وگرنه جايى براى سؤال نبود. 1علامه حلى نيز همين روايت را در تذكر الفقها آورده است، با اين تفاوت كه پيامبر در پايان فرمود: «الحجّ مرة فمن زاد التطوع». 2به نظر مىرسد: گرچه اقتضاى جمله «وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ» كه به منزله امر است كفايت مرّه مىباشد، اما آنچه از شرط يعنى اطلاق «مَنِ اسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً» برداشت مىشود بيانگر اين است كه هر كس هرگاه مستطيع شد، رفتن به حج نيز بر او واجب است، خواه پيش از آن به حج رفته باشد يا نرفته باشد. و اين بسان اين آيه مىماند كه مىفرمايد: «يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذٰا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاٰةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ ...(مائده: 6)»، كه اطلاق آيه تكرار وضو براى هر نماز است هرچند با وضو باشد، ليكن دليل از برون آيه بر كفايت طهارت قبلى براى نماز بعدى است. و روايت مذكور اگر دليلى بر عدم تكرار است، دلالتى بر مرّه نيز ندارد، و همچنان جاى پرسش باقى بوده است، لذا پيامبر خود تصريح به عدم تكرار و كفايت مرّه نمود. در نتيجه اين روايات است كه مبين مراد نهايى آيه مىباشد.
به هر صورت از اين حجّ به دليل اين كه يكى از اركان دين است، به «حَجّةُ الإسْلام» تعبير مىكنند. و اگر كسى مستطيع انجام مكرر حج شد، عمل مستحبى انجام داده است. 3