241الحرم». 1 و در روايت ديگرى مىفرمايد: «ثُمَّ اتَّقِ قَتْلَ الدَّوَابِّ كُلِّهَا إِلاًّ...». 2و نيز مىفرمايد: «كُلُّ شَىْءٍ يَنْبُتُ فِى الْحَرَمِ فَهُوَ حَرَامٌ عَلَى النَّاسِ أَجْمَعِينَ». 3 در باره امنيت خانه و حرم دو آيه ديگر نيز وجود دارد كه مىفرمايد: «أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنّٰا جَعَلْنٰا حَرَماً آمِناً (عنكبوت: 67)»، و «أَ وَ لَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً (قصص: 57)». اين دو آيه در ردّ عذر مشركان مكه، مبنى بر اين كه اگر ايمان به پيامبر و قرآن بياورند مورد آزار و اذيت قرار مىگيرند. و به تعبير خود قرآن «اختطاف» يعنى ربوده مىشوند، و يا به اسارت مىروند نازل شده و مىفرمايد: اين گونه نيست كه شما ادعا كرده و مىگوييد: «إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدىٰ مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنٰا» . زيرا كفار مكه با همه جنگ، خونريزى، آدمكشى و غارتگرى كه داشتند، حرمت مكه و حرم را نگه مىداشتند و اگر كسى بدان پناهنده مىشد در امان بود. 4 در حالى كه بيرون حرم چنين نبود و حرمتى نداشت: «وَ يُتَخَطَّفُ النّٰاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ (عنكبوت: 67)».
همچنين معلوم مىشود اين امنيت اعطايى الهى كه به دعاى ابراهيم صورت گرفت پيش از اسلام نيز وجود داشته، و كفار از نعمت آن بهرهمند بودهاند و اسلام نيز اين حكم تشريعى را امضا نمود، و به اصطلاح اين يك تشريعى امضايى است، و يك نعمت مستمر است. و كفار با وجود آن كه مىدانستند نعمت امنيت توسط ابراهيم درخواست، و با اراده الهى اعطاء شده است، در عين حال از خداى متعال رويگردان و به بتان بى اراده ايمان مىآوردند كه مىفرمايد: «أَ فَبِالْبٰاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَةِ اللّٰهِ يَكْفُرُونَ (عنكبوت: 67)». يعنى اين نهايت بى انصافى است، كه شما در حرم امن الهى به سر مىبريد، از رزق و روزى خدا