231
«قُلْ يٰا أَهْلَ الْكِتٰابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيٰاتِ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ شَهِيدٌ عَلىٰ مٰا تَعْمَلُونَ» . اين بدان معناست كه خداى سبحان به موقع خود از شرافت و افضليت خانه خود دفاع مىكند.
3. پيام اصلى اين آيه، بيان برترى كعبه و رجحان آن بر بيت المقدس است. و اين ميسر نمىشود، مگر با اوليت در فضيلت و شرافت، و گرنه پيشى گرفتن در بنا فى نفسه فضيلتى به شمار نمىآيد. 14. اينكه خداوند كعبه را به عنوان خانه خود «بيتى» لقب داد، در حالىكه «لَهُ مٰا فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِي الْأَرْضِ (بقره: 255)» محقق است. ممكن است اين باشد كه هر چيزى كه باعث تحول اساسى در انسان شود به خدا منسوب مىباشد. و لذا به ماه مبارك رمضان «شهر الله» و به روزهاى مهم و سرنوشتساز تاريخى «وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيّٰامِ اللّٰهِ (ابراهيم: 5)»، گفته مىشود. و از جمله كعبه كه متحول كننده انسان در جهات مختلف است.
5. همان طورى كه خانه خدا «بيت الله» است، خانه مردم «للناس» نيز هست. و اين بدان معناست كه بين خدايى بودن و مردمى بودن نه تنها تهافتى نيست، بلكه به نوعى وحدت برقرار است.
6. اين كه فرمود: «للناس»، به معناى مالكيت مردم نسبت به خانه كعبه نيست، بلكه به معناى اختصاص و سود دهى آن نسبت به مردم مىباشد.
7. در آيه شريفه گرچه فعل «وضع» به صورت مجهول به كار رفته است، اما واضع اين بيت و در حقيقت فاعل آن خداست، چنانكه در حديث علوى اين وضع را به خدا نسبت داده و فرموده است: «ثمّ وَضَعَهُ...». اين بدين معناست كه خداوند سبحان اين خانه را مبارك و وسيله هدايت قرار داده است.
8. دقت در واژه بلد كه در سوره بقره به صورت نكره (بلداً) آمده است، و در سوره ابراهيم به صورت معرفه (البلد) به كار رفته است، مفيد اين معناست كه دعاى ابراهيم در سوره بقره هنگامى بوده است، كه مكه هنوز به صورت شهر