220تعبير ديگر اشارت به اين آيه دارد كه مىفرمايد: «وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذٰلِكَ دَحٰاهٰا (نازعات: 30)». و نيز اين آيه كه مىفرمايد: «وَ الْأَرْضِ وَ مٰا طَحٰاهٰا (شمس: 6)». دحو و طحو به معناى بسط و توسعه دادن است، كه در حقيقت مراحل آماده سازى زمين براى سكونت انسانها و رويش گياهان است. 1 و. قريه
قريه در فرهنگ قرآن به جايى اطلاق مىشود كه داراى ساختمان، و يا محل تجمع افراد باشد. 2 و فرق آن با بلد و مدينه در اين است كه بلد به محدودهاى از زمين اطلاق مىشود خواه آباد باشد يا نباشد، ولى در مفهوم مدينه اقامت تدبير و نظم نهفته است.
قرآن از مكه به قريه تعبير كرده و مىفرمايد: «وَ قٰالُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَ هٰذَا الْقُرْآنُ عَلىٰ رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ (زخرف: 31)». و نيز مىفرمايد: «اَلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنٰا أَخْرِجْنٰا مِنْ هٰذِهِ الْقَرْيَةِ الظّٰالِمِ أَهْلُهٰا (نساء: 75)».
قرآن هنگامى كه مىخواهد بهانهگيران قريش را مذمت نمايد، و يا از وجود ظلم در مكه سخن بگويد، از آن به قريه تعبير كرده است، ولى هنگامى كه مىخواهد دعاى ابراهيم را درباره آن بيان كند تعبير به بلد نموده است. تعبير به قريه به مكانهاى غير سالم نيز در قرآن رايج است، چنانكه درباره شهر قوم لوط نيز مىفرمايد: «وَ لُوطاً آتَيْنٰاهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَ نَجَّيْنٰاهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كٰانَتْ تَعْمَلُ الْخَبٰائِثَ (انبياء: 75)». و اين در حالى است كه به هنگام فرود فرشتگان الهى به عنوان مهمان لوط در آن شهر از آن به مدينه ياد مىكند و مىفرمايد: «وَ جٰاءَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ (حجر: 67)».