138مىگيرد و لازم نيست كه همه ماه ظرف زمان حج باشد، چنانكه نماز روز جمعه و عيد نيز لازم نيست همه روز را فرا بگيرد. 1البته چون « أَشْهُرٌ » به لحاظ معنا ظرف زمان است، و حجّ از مقوله فعل است، نمىتواند حجّ خود زمان باشد، از اين رو و به لحاظ قوانين ادبى مىبايست كلمه مناسبى چون « اشهر »، « زمان »، « و قت »، در تقدير گرفت. برخى از مفسران بدون تقدير نيز به توجيه آيه پرداخته و گفتهاند به علاقه حال و محلّ صحيح است كه گفته شود: اَلْحَجُّ أَشْهُرٌ ، چنانكه گفته مىشود: « ليل قائم » و « نهار صائم ». 2به هر صورت آيه بيانگر اين است كه زمان حجّ در ميان عرب معروف و مشهور بوده و بايد در همان زمان معين كه يادگار دوران ابراهيم است انجام شود، و كسى حقّ تغيير و تبديل آن را ندارد. چون سابقه تغيير و تبديل زمان در عرب وجود داشته است، و آنها به خاطر مصالح واهى خود زمانها را جابهجا مىكردند. قرآن از جابهجايى به نسىء تعبير كرده و مىفرمايد: « إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيٰادَةٌ فِي الْكُفْرِ... يُحِلُّونَهُ عٰاماً وَ يُحَرِّمُونَهُ عٰاماً (توبه: 36)». 3 نكته جالب اين كه دو ماه از اين ماههاى حرام (ذىقعده و ذىحجّه) همان ماههاى حجّ است.
از اينكه زمان حج را محدود نمود به ماههاى معين، معلوم مىشود كه عمره زمان مخصوصى ندارد و در طول سال مىتوان آن را انجام داد. البته عمره تمتع چون پيوند ناگسستنى با حج تمتع دارد، و گويا با حج يك عمل به شمار مىرود، نيز مشمول ماههاى حج مىباشد.