99شمشيرهاى خود را نكشيدهاند و حال آنكه مشركان به محض پيشآمدن، شمشيرهاى خود را كشيده بودند. از اين موضوع تعجّب كردم. از مردى از مهاجران دليل اين امر را پرسيدم. گفت:
«آرى! پيامبر به ما فرمان داده بود كه تا ما را محاصره نكردهاند، شمشيرهاى خود را بيرون نكشيم.» 1ثم دعا عتبة إلى المبارزة و رسول اللّٰه - صلّىاللّٰه عليه [ وآله ] وسلّم - في العريش... و قال: «لا تقاتلوا حتى أوذنكم، و إن كثبوكم فارموهم و لا تَسُلّوا السيوف حتى يغشوكم...». و قال خُفاف بن ايماء:
«فرأيت اصحاب النبيّ - صلّىاللّٰه عليه [ وآله ] وسلّم - لايُسلّون السيوف و قد انتضوا القِسِي... فعجبت من ذلك فسألت بعد ذلك رجلاً من المهاجرين، فقال: أمرنا رسول اللّٰه - صلّىاللّٰه عليه [ وآله ] وسلّم - ألاّ نسلّ السيوف حتى يَغشونا».
موسى بن عقبه در كتاب مستند [مغازى] در خصوص حالت دفاعى مسلمانان و تحمّل و صبورى آنها تا آخرين لحظۀ هجوم بتپرستان اشارت دقيقى دارد:
«قريش به عمير بن وهب گفتند كه آتش جنگ را برافروزد. او همراه صد سوار حملۀ خود را آغاز كرد. در اين هنگام پيامبر دراز كشيده بود و قبلاً به اصحاب خود فرموده بود كه تا دستور ندادهام، نبرد را آغاز ننماييد. لحظهاى آن حضرت را خواب در ربود. چون كافران شروع به حركت نمودند، ابوبكر صداى خود را بلند كرد و گفت:
«اى رسول خدا! آنها راه افتادند و نزديك ما رسيدند.»
مسلمانان چون ديدند كه قريش آتش جنگ برافروخته است، به پيشگاه الهى زارى كردند و پيروزى مسألت نمودند. 2