409
ح: آثار تاريخى خيبر
در ذىقعدۀ سال 1395 ه .ق. - آبان 1353 ه .ش. براى بررسى محيط جغرافيايى و تطبيق آن با موقعيت و مواضع تاريخى، از مدينه به سوى خيبر رفتيم.
دو جادۀ آسفالته به موازات هم، مدينه را به خيبر وصل مىكند. يكى كه منتهاى آن خيبر است. و ديگرى كه به طرف شمال غربى خيبر امتداد يافته و مىتوان از شهرهاى تيما و سپس القليبه گذشت. و به تبوك رفت.
ما از راه شمال شرقى مدينه عازم مدينه شديم، كه جادۀ اختصاصى به خيبر بود:
راهى امتداد يافته ميان سرزمين خشك، با تپههاى خاكى و كوههاى گسترده كه به هضاب شهرت دارد. و نيمى ديگر سرزمينى مسطح ولى خشك و لميزرع كه در ميان اعراب «جرأت» تعبير مىشود.
تطبيق اين سرزمينها با آنچه كه ما در تاريخ زندگى پيامبر مىخوانيم امكانپذير نيست. ولى اگر راه مدينه - خيبر را به دو قسمت، يكى از مدينه تا كوه نمار و سپس از كوه نمار به طرف شمال غربى تا دار بنىقمه (منزل ياسر برادر مرحب يهودى) در منطقۀ نطاة، و سپس به طرف شمال خيبر؛ يعنى عكس مسير اصلى قديمى كه از جبل نمار به الدومة و از آنجا به قسمت جنوبى خيبر وارد مىشدند.
با اين تفكيك مىتوان مسير مدينه را تا جبل نمار، ميان سرزمينى با تپهها و كوههاى متفرق طى كرد. و به ترتيب از الغابة العليا به غابة السفلى و آنگاه نقمى و قريه نقب يردوج يا يردوح، كه در آنجا مسجدى به اعتبار توقف و حضور محمد به هنگام رفتن به خيبر بنا شده. و صاحب «المناسك وطرق الحج»(ص539) وجود آن را در صدۀ سوم هجرى تصريح كرده است.
از اين مكان به طرف شمال، وادى الدومه شهرت داشته، كه تا رشتهكوه الاشمذ كه امروز آن را الاشمذين مىخوانند، امتداد دارد.