342واقدى اين سند را از طريق عاصم بن عبداللّٰه حَكمَى به نقل از عمر بن حَكم آورده است؛ با اين تفاوت كه اوّلاً آن را در ارتباط با تلاش عُمر در حفر خندق آورده و ثانياً در هر ضربه، شكست و فتح كاخهاى شام، يمن، و كاخ كسرى را نام برده است. 1محمّد بن جرير طبرى مژدۀ پيامبر صلى الله عليه و آله را در فتح سرزمينها به گونۀ ديگرى آورده و در نقل او «قصرهاى حيره»، «سرخ روم» و «صنعا» اضافه شده است و شدّت برق را تا آنجا برده كه مىگويد: «دو طرف مدينه را روشن كرد!» 2بر اين اساس، سندهاى مختلفى كه از طُرق مختلف ثبت شده است، تفاوتهاى فاحشى با هم دارند. محقّقان به سندى كه حافظ أبوالقاسم طبرانى آورده، اعتماد نكردهاند؛ زيرا «عبدالرّحمن بن زياد بن أنعم» در سلسلۀ زنجيرهاى آن قرار گرفته است.
به هر تقدير، تمام اسنادِ منقول از حافظ بيهقى، نسائى، ابناسحاق، محمّد و بخارى 3 كه به «داستان پيامبر صلى الله عليه و آله و سنگى كه سلمان از عهدۀ شكستنش بر نيامد»اشاره دارد، در اين نكته ترديد و ابهام ندارند كه پيامبر صلى الله عليه و آله ، مسلمانان را به آيندهاى روشن و پيروزمندانه كه در آن بر قدرتهاى بزرگ آن عصر فائق آمدهاند، نويد داده است. نبايد توصيفهاى مختلف و متضاد در خصوص اين نويدها در اصل مسأله، ترديد ايجاد كند.
تنها بايد در نظر داشت كه منظور از پيروزى در ادبيّات پيامبر صلى الله عليه و آله ، پيروزى ايمان به خداى يكتا و تعاليم معنوى اسلام در سرزمينهاى مجاور جزيرةالعرب است و نه آنچه در قاموس كشورگشايان و امپراطوران عرب وجود دارد. لذا به نظر مىرسد بيان ابناسحاق در ذكر حديث مذكور، مقبولتر باشد.
به هر عنوان، انعكاس چنين واقعهاى در متون تاريخى به حدّى است كه هر پژوهندهاى مجال نفى وجود مشترك اقوال را نخواهد داشت.
آنچه از نظر مدينهشناسى مهم است، موقعيّت جغرافيايى موضعِ «داستان پيامبر و سلمان» است كه نويد پيامبر در حسّاسترين و سختترين شرايط محاصره، توان ايمان