249اعتقاد، محمّد صلى الله عليه و آله را تنها نگذاشتند. نخواستند كه ظفر يابند؛ بلكه خواستند مدافع حقّشان و نيز آيين و راهشان باشند و مُردن را بر بازگشتن به جاهليّت ترجيح دادند تا خدايشان از آنها راضى باشد.
قريش، در پى آن بود كه انتقام حقارت خويش را در بدر، بگيرد و نمىدانستند كه بدر براى مسلمانان، نه پيروزى بود و نه شكست؛ بلكه درس مقاومت و ايمان بود. اسلام با رهنمودهاى تربيتى خود و بر اساس معنويّت و اعتلاى مقام عالى انسانى، انسانهاى مقاومى را با انديشههاى نوين و روىآوردن به نظامى جديد، بهوجود آورده بود. احد هم براى مسلمانان، چنين حكمى را داشت. آنان به احد آمده بودند تا در برابر ظلم قريش سر خم نكنند و مقابل بتهاى قريش كه ميان لشكريان از مكّه تا مدينه دست به دست شده بود، تواضع ننمايند. آمده بودند تا از شهر و ديارشان، از نواميس و استقلال انديشه و روح متعاليشان حفاظت كنند. اگر نياز شد، وارد جنگ شوند و از خود ايستادگى نشان دهند و در غير اين صورت، بازگردند و ستيزى در كار نباشد. هر قومى را راهى است و هر ملّتى را مشربى.
كينههاى ناپاكترين آدمهاى جزيرةالعرب را مىتوان بهخوبى در صحنۀ وقايع احد نظاره كرد و آن را از لابلاى اوراق تاريخ باز يافت.
ابناسحاق روايت مىكند:
«هند زن ابوسفيان با ديگر زنان كفّار، ميان اجساد مؤمنان مىگشتند؛ تا آنها را مُثله كنند. از گوش و بينى اجساد بىجان، خلخالها و گردنبندها مىساختند و بر گردن و دست و پاى خود مىبستند. تا آنگاه كه به پيكر حمزه رسيدند. مُثلهاش كردند و هند شكم حمزه را دريد و جگر وى را بيرون آورد و پارهاى از آن را جويد و از دهان خارج كرد و بيرون انداخت. هند هر زينت و زيورى را كه به خود بسته بود، پيشكش وحشى - آن وحشىترين غلام قريشيان - نمود و «كفّار فرياد مىزدند:
ما انتقام روز بدر را گرفتيم...
نحن جزيناكم بَيَوم بدر
و الحرب بعد الحرب ذات سَعْرٍ
«براى من در مرگ عتبه و برادرم و عمويش و پسر بزرگم امكان شكيبايى نبود.
و اكنون خونخواهى كردم و آرام گرفتم. اى وحشى! تو جوشش سينهام را آرام كردى. آرى! تا زنده باشم و حتّى پس از اينكه استخوانهايم در گورم از هم بپاشد، شكرگزار وحشى هستم.» 1ابوسفيان - سركردۀ قريشيان - بر بلندى كوه ايستاد و فرياد زد:
«روزى به روزى، بدر به احد!
اى هبل! سرافراز باشى. ما عُزّى داريم.» 2ابوسفيان با نوك نيزه به چانۀ حمزه مىزد و مىگفت:
«اى بدبخت! مزّهاش را بچش!» 3شرح وقايع هجوم و مقاومت، مربوط به تاريخ اسلام و سيرۀ نبوى است. آنچه ما در مدينهشناسى طالب آنيم، مواضع وقوع است. پس بايد به آن روزها بازگرديم و با محمّد صلى الله عليه و آله همراه شويم. به جستجوى اجساد بپردازيم و به ياد آوريم كه چگونه و كجا به خاك سپرده شدند و چگونه مؤمنان مزار آنها را و يادشان را در قلب خود حفظ كردند و تا به امروز در حفظ آثارشان چه همّتها بروز دادند؟:
1 - 5 / پ : شهداى مهاجر مكّه
ابناسحاق، چهار تن از مهاجران را نام مىبَرد كه در زمرۀ شهداى احد بودند: حمزة ابن عبدالمطلب، مصعب بن عمير، عبداللّٰه بن جحش و شماس بن عثمان 4:
1. حمزة بن عبدالمطلّب: از قريش و «بنوهاشم» و مادرش هاله بنت اهيب عموى