224جغرافيايىمثلّث حرّۀبنىحارثه در شمال شرقى و ثنيّةالوداع در جنوب و تپّۀ ذباب و شوط در شمال غربى ثنيّه، ميدان وسيعى وجود داشته است كه با توجّه به كثرت مدافعان پياده و پراكندگى آنها در زمين مسطّح مذكور، چنين تفاوتهايى را در اقوال موجب شده است.
در قرآن كريم بهعنوان يك سند مسلّم، در خصوص اين واقعۀ تأثّرآور تاريخى كه موجب تقليل مدافعان مدينه شد، آيهاى ديده مىشود كه وضعيّت فرار «عبداللّٰه بن ابى» و يارانش يا بىوفايى آنان را كه از ضعفشان در ايمان نشأت مىگرفت، روشن كرده است:
إِذْ هَمَّتْ طٰائِفَتٰانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلاٰ وَ اللّٰهُ وَلِيُّهُمٰا وَ عَلَى اللّٰهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ . 1«آن دم كه دو گروه از شما سر ترس و زبونى داشتند و خدا يار (مؤمنان) بود و مؤمنان بايد به خدا توكّل كنند.»
طبرسى در ذيل اين آيه و به مددِ احاديث ابنعباس، جابر بن عبداللّٰه، قتاده، ابوجعفر عليه السلام و ابوعبداللّٰه دو طايفۀ مورد نظر قرآن را «بنوسلمه» و «بنوحارثه» از انصار مدنى خوانده 2 و ترديد نكرده است كه مورد آيه و شأن نزول آن مربوط به واقعۀ احد و سبب آن، عبارت است از:
«ان عبداللّٰه بن أبي بن سلول دعاهما إلى الرجوع إلى المدينة عن لقاء المشركين يوم أُحُد فهما به ولم يفعلاه» 3اين نظرگاه با آنچه سبط ابن الجوزى نوشته است، مطابقت دارد كه:
لما رأى بنوسلمه وبنوحارثة عبداللّٰهبن أبيّ قد خذل هموا بالإنصراف وكانوا جناحين من العسكر ثمّ عصمهما اللّٰه و انزل قوله تعالى: «إِذْ هَمَّتْ طٰائِفَتٰانِ...»