152في ناحية منها حتى إذا جزع وادياً يقال له رُحْقان بين النازية و بين مضيق الصفراء» 1از نظر واقدى در فاصلۀ حسرتين و تيا، به مواضعى ديگر بر مىخوريم:
«اَلدَبّه» مكانى است در تنگۀ ورودى به وادى صفراء كه به دبةالمستعجله شهرت داشته؛ ولى به تصريح واقدى، به مكانى اطلاق مىشده كه بين اضافر و بدر بوده است.
«الأضافر» پس از دفران در مسير بدر بوده و سَيَر تپهاى شنى بوده كه بين تنگۀ صفراء و النّازيه قرار داشته و گفتهاند كه به شِعب سَيَر شهرت داشته است.
در ادامه به تصريح ابنسعد به «ذات اجدال» مىرسيم كه دقيقاً موقعيّت جغرافيايى مضيقالصّفراء را داشته و به اين اشتراك هم موصوف بوده است.
بر مبناى آنچه گذشت، بايستى متوجّه يك مسألۀ مهم شد و آن اينكه وادى «صفراء» پس از وادى روحاء، بزرگترين منطقهاى بود كه در مسير پيامبر به سوى بدر قرار داشت. در اين منطقه، مواضعى را مىبينيم كه مورّخان و سيرهنويسان از آنها به نامهاى مختلف و شواهد متعدّد ياد كردهاند. آنچه مهم است، تعقيب اين موضوع مىباشد كه پيامبر در كجا از ابوسفيان و يا لشكركشى قريش مطّلع شده است؟ ابناسحاق تصريح مىكند:
«حتى إذا كان قريباً من الصفراء بعث بَسْبَسَ بن عمرو الجُهَنى، حليف بنيساعدة و عَدِيَّ بن أبىالزَّغْباء الجُهني، حليف بنيالنجّار إلى بدر، يتجسسان الأخبار عن أبيسفيان بن حَرْب و غيره». 2منزلگاه «صفراء»، قريهاى ميان دو كوه بود كه دو قبيلۀ «بنوحُراق» و «بنوالنّار» در آن زيست مىكردند. پيامبر صلى الله عليه و آله پس از شنيدن نام اين دو قبيله اظهار كراهت كرده، در بارۀ آن دو كوه سؤال مىكند. به اطّلاع آن حضرت مىرسانند كه نام يكى از آنها مُسْلِح و نام