126«و قالوا: لا نعود إليه أبداً و ما خير من أن يُغتال محمّد».
قرطبى در ذيل آيۀ مذكور، به گفتۀ ابناسحاق از «عقبة بن ابىمعيط» ياد كرده است. 1سند 6 : عقبة بن ابىمعيط و نضر بن الحارث از طرف قريش مأموريّت يافتند تا با يهوديان يثرب مذاكره كنند و راهى براى رسوايى محمّد صلى الله عليه و آله بيابند. 2سند 7 : بيهقى در «دلائلالنّبوه»، ج2، ص43 مىنويسد:
«عمرو بن ميمون از عبداللّٰه بن مسعود روايت مىكند:
روزى پيامبر صلى الله عليه و آله به حال سجده بود و گروهى از قريش گرد او بودند و مقدارى شكمبه و احشاء شتر يا گاوى كه كشته بودند، آنجا مانده بود. قريشيان بين خود گفتند:
«چه كسى حاضر است اين شكمبه را بردارد و بر پشت پيامبر بگذارد.» عقبة بن ابىمعيط اين كار را انجام داد. فاطمه عليها السلام آمد و آن كثافات را از پشت پيامبر برداشت و به كسى كه اين كار را كرده بود، نفرين فرمود.»
اين سند يك بار ديگر هم در صفحۀ 255 كتاب «دلائل» ذكر شده و بيهقى آن را از مسلم و بخارى آورده است.
سند 8 : بيهقى در كتاب خود به واقعۀ بسيار با اهميّتى اشاره مىكند:
عروة بن زبير گويد:
از عبداللّٰه بن عمرو عاص خواستم تا سختترين كارى را كه مشركان مكّه نسبت به پيامبر انجام دادند، برايم بگويد. او گفت: