111چه بد خويشاوندى براى پيامبر خود بوديد! شما مرا تكذيب كرديد؛ در حالى كه مردم مرا تصديق كردند. شما مرا بيرون رانديد؛ در حالى كه مردم پناهم دادند و شما با من جنگ كرديد در حالى كه مردم ياريم دادند...»
اين حديث را ابناسحاق به نقل از يزيد بن رومان و او از عروه به روايت از عايشه آورده است. 1 در اين سند، خطاب پيامبر به عنوان «يا أهل القليب» و با توجّه به عبارت «لمّا أمر رسول اللّٰه - صلّىاللّٰه عليه [ وآله ] وسلّم - بالقتلى أن يطرحوا في القليب طرحوا فيه...». نبايست در خصوص كيفيّت دفن مردگان بدر، ترديدى ديگر به خود راه دهيم؛ خاصه آنكه ابنكثير، ذيل «ذكر طرح رؤس الفكر في بئر يوم بدر» نهتنها صريحاً به مستندات ابناسحاق استناد كرده، بل قول بخارى را از طريق قتاده از انس از ابوطلحه، و امام احمد آن را از انس و امام مسلم آن را از طريق حماد بن سلمه نيز آورده است. 2
2 -\4 / پ : اسيران بدر
«كينهتوزى و احساس انتقام» اوصافى است كه گاه در اثر احساس خطر جدّى و زمانى در حالت تفوّق و پيروزى بر خصم، ظاهر مىشود. البتّه مسلمانان در وقت احساس خطرِ نابودى، در سايۀ هدايت و تعاليم محمّد صلى الله عليه و آله ، با روند وقايع، كينهتوزانه برخورد نكردند؛ ولى بعضى از آنها پس از استيلا بر سران قريش در جنگ بدر، چون مردمى ستمديده و زجركشيده بودند، روى به خوى سنن عرب آورده، مطابق خُلقيّات حاكم بر نظام قبيله، خواستار كشتار اسراى دشمن شدند.
«در اختيارداشتن اسرا» پديدۀ جديدى بود؛ زيرا تا آن هنگام مسلمانان، اسيرى در دست نداشتند كه بدانند با آن، چه بايد كرد؟ لذا برخورد محمّد صلى الله عليه و آله با چنين مسألهاى، مسبوق به سابقه نبوده است. از اين رو محمّد صلى الله عليه و آله به مشورت پرداخت كه با اسرا چه بايد كرد؟