109روايات ابناسحاق، اسامى باقى مقتولين را تا هفتاد كشته برشمرده است؟ 1 او تأكيد دارد كه طبق گفتۀ ابنعبّاس و سعيد بن المُسيّب در ذيل آيۀ أَ وَ لَمّٰا أَصٰابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْهٰا ، آمار كشتگانِ قريش در جنگ بدر با آمار كشتههاى مسلمانان در واقعۀ احد مطابقت دارد. از اين رو، نظر تاريخى خود را در خصوص جنگ بدر، همان هفتاد كشته از قريش داده است. ابنسعد نيز تصريح مىكند:
«و قتل من المشركين يومئذ سبعون رجلاً». 2اين تفاوت از 49 كُشته تا 70 مقتول، بهخوبى نشان مىدهد كه نمىتوان به اطمينان، يكى از اين دو نظر را برگزيد و يا ميانگين آراء را بهنحوى به دست آورد كه به حقيقت نزديك باشد؛ خاصه آنكه اهمّ مراجع كه به 40 تا 49 كُشته اشاره كردهاند، نام مقتولين را ذكر كردهاند؛ ولى مراجع مهمّى كه به هفتاد كُشته نظر دادهاند، به استثناى ابنهشام، اسامى مقتولين را ذكر نكردهاند. نگارنده نمىتواند بپذيرد كه ابناسحاق، به سهو يا اشتباه، نتوانسته نام سى نفر ديگر را بهدست آورد و ابنهشام آن را تكميل كرده است!
همين وضع در مورد واقدى نيز صادق است. او اسامى 49 نفر را ذكر كرده است؛ ولى ابنسعد در طبقات، بىآنكه اسامى مابقى را بياورد، بر اساس يكى از روايات تاريخى به هفتاد نفر نظر دارد. لذا اگر بخواهيم يكى از مستندات را برگزينيم، مىتوانيم با اطمينان بيشترى از آراء ابناسحاق و واقدى و موسى بن عقبه كه خود موثّقترين اسناد سيره و مغازى هستند، دفاع كنيم.
اين نكتهسنجىها بدان خاطر است كه در نهايت دريابيم كه از مسلمانان موجود در واقعۀ بدر و مشركان قريش، چند درصد به قتل رسيدهاند كه بدر را به عنوان يكى از «جنگهاى اسلامى» اطلاق كردهاند و به عنوان پشتيبان فكرى و روحى براى صدها هزار جنگ و ستيزۀ گسترده در ميان ملل مسلمان در طول تاريخ شده است؟
اگر روايتهاى آوردهشده در «دلائل» را ملاك قرار دهيم، هر يك از طرفين