96عمربن عبدالعزيز نتيجۀ مذاكره را به وليدبن عبدالملك گزارش نمود. وليد در پاسخ نامه دستور داد تا خانه را خراب كنند و آن را به مسجد منضمّ سازند و پول پيشنهادى براى خريد را به بيتالمال بسپارند. عمربن عبدالعزيز چنين كرد.
«فكتب إلى الوليدبن عبدالملك بذلك فأمره بهدمه و إدخاله في المسجد و طرح الثمن في بيت المال ففعل». 1مقدسى در «احسن التقاسيم فى معرفة الأقاليم» 2 صريحتر نوشته است كه: «ثمّ زاد فيه الوليد و لم يزده للّٰه». 3عمربن عبدالعزيز در انجام اين دستور، با اعتراضات تند مردم مدينه روبۀرو شد. در نتيجه فاطمه بنت حسينبن على را به خانۀ خود در حرّه برد و با احترام خاص اسكان داد.
در اين خصوص، گفتهها و اسناد متعدّدى را در كتابهاى تاريخ ديدهام كه در نهايت امر، از همافقى خاصى برخوردارند و همگى مبيّن تخريب خانۀ رسول اسلام به زور و برخلاف افكار عمومى است.
از سويى ديگر، ابنزباله - از دانشمندان مدينه - مىآورد كه:
«وقتى نامۀ وليد به عمربن عبدالعزيز رسيد، آل عمربن الخطاب را ضمن پيامى به نزد خود دعوت نمود. عمر به آنان گفت: وليد دستور داده است كه خانۀ حفصه را خريدارى كنم. آل عمر گفتند: ما هرگز آن را نخواهيم فروخت. عمربن عبدالعزيز دستور خرابى آن را صادر كرد.»
ولى در گفتهاى كه يحيى آن را از مالك بن انس نقل كرده چنين آمده است:
«حجاج به عبيداللّٰهبن عبداللّٰه بن عمر گفت: منزل حفصه را به من بفروشيد.