507پس از رحلت پيامبر، از روحيۀ اشرافى مردمان قبيلهاش دورى مىگزيد و به سنّت پيامبر و صورت عارفانۀ زندگى اهلبيت عليهم السلام گرايش خاصّى داشت. 1در زمان خلافت عمر، به عنوان كارگزار بيتالمال مسلمانان و جهت تعليم معارف اسلام به كوفه رفت؛ ولى نتوانست با ديگر كارگزاران خلافت كه دقّت صادق و ايمان لازم را در انجام امور نداشتند، سازگارى كند. عاقبت از دوران خلافت عثمان كه اين اختلاف نظرها به اوج رسيده بود، از كار كناره گرفت و به مدينه بازگشت و انحرافها را در مسجد نبى برملاء نمود. 2او در سال 32 ه .ق. درگذشت و بنا به وصيّتش «زبير بن عوام» يا «عمّار بن ياسر» بر جنازهاش نماز گزارد و همان طور كه خواسته بود، در كنار قبر «عثمان بن مظعون» در قبرستان بقيع به خاك سپرده شد. 3
ج: مقبرۀ عبدالرّحمان بن عوف
مُكنّٰى به ابومحمّد از جمله كسانى بود كه قبل از اجتماع «دار ارقم» به اسلام گرويد و گفتهاند كه او هشتمين نفرى بود كه اسلام آورد.
در جاهليّت، او را عبدالكعبه، عبد عمرو مىگفتند و پيامبر اسلام نام عبدالرّحمان را بر او نهاد.
پس از مسلمانى در همۀ صحنههاى مهمّ اسلام حضور داشت. يك بار از طرف