225«تمام آثار رسول تغيير كرده است؛ مگر مسجد قبا و مسجد فضيخ و مشربۀ امّابراهيم، معلوم مىگردد كه تاريخ بناى مسجد به قرن نخست اسلامى باز مىگردد.»
احمدبن عبدالحميد عبّاسى در كتاب «عمدة الأخبار فى مدينةالمختار» در سال 1035 ق. بناى مسجد را زيبا و آن را از نظر شكل، ظاهر و معمارى، شبيه مسجد قبا توصيف كرده است.
مطرى در «التعريف بما آنست الهجرة من معالم دارالهجره» در قرن 7 ق. در وصف مسجد مىنويسد:
«بناى آن داراى شانزده ستون بوده كه گذر زمان آن را فرسوده و منارههايش را فرو ريخته است. سنگهاى آن را نيز براى مصارف شخصى كنده و بردهاند».
در دهۀ نخست قرن 7 ق. آثارى از مسجد به جاى مانده بود و ابننجّار در «اخبار مدينةالرّسول» به بناى سنگى آن تصريح مجملى نموده است.
طبق آنچه كه از منابع موثّق بر مىآيد، اوّلين بار پس از پيامبر اسلام، عُمربن عبدالعزيز، مسجد فضيخ را همزمان با تجديد بناى مسجد قبا بازسازى كرد.
سمهودى در نيمۀ قرن 9 ق. مسجد فضيخ را مشاهده كرده و حضوراً آن را مورد بررسى قرار داده است. وى مساحت مسجد را از شام به قبله و از شرق به غرب 121 \11*11 دانسته است؛ ولى معلوم نمىسازد كه بناى آن از آثار كيست؟
ميرزا حسين فراهانى، ملكالكتاب ناصرى در سالهاى 1302 و 1303 ه .ق.
مسجد فضيخ را ديده و آن را (در سفرنامه) چنين وصف كرده است:
«مسجدى است بىسقف، با بيست و هفت قدم طول و چهار قدم عرض و آن را در ميان نخلستانى دانسته كه مِلك يكى از اشراف حسنى و شيعى بوده است.»
بناى فعلى (1396 ه.ق.) نسبتاً مخروبه است و مسلّماً مربوط به دوران تسلّط عثمانىها بر سرزمين حجاز مىباشد. در ذىالحجّۀ سال 1396 ق. و 14 رجب سال