113مسجدالنّبى، ضمن صدور فرمانهايى، اقدامات گستردهاى را اعمال و اجرا نمود.
متأسّفانه در كتابهاى تاريخ، به تفصيل از اقدامات سلطان سليمان عثمانى سخنى به ميان نيامده و تنها به اشارههايى كه از نظر معمارى مبهم مىباشد، اكتفا شده است؛ تا اينكه حقير پس از جستجو و پرسش، از تصحيح و انتشار متن، يك نسخۀ خطى مشتمل بر شرح اين اقدامات، در يكى از نشريات مصرى اطلاع حاصل كردم. بعدها معلوم شد كه مجلۀ مذكور در انتشارات «المعهدى المصرى للدّراسات الإسلاميّه» در مادريدِ اسپانيا چاپ و به سال 1955 م. منتشر شده است.
حقير در سال 1356 ه . ش. ضمن پژوهش گسترده در بارۀ آثار ايران اسلامى در «متحف الفنّ الإسلامى» و «دارالكتب و الوثائق المصرى» قاهره، به پژوهش در يافتن نسخهاى از اين مجلّه همّت گماشت. بعدها معلوم شد كه مجموعهاى از شمارههاى «مجلّة المعهد المصرى للدّراسات الإسلاميّه»، مربوط به سالهاى 1953 - 1957 به شمارۀ «2986 - 2989 دوريات» موجود است.
چاپ تصحيحشدۀ نسخۀ خطّى در صفحات: 149 تا 158 ، شمارۀ 3، مجلّد 1، 1955 م. مندرج است.
مؤلّفِ رساله مذكور به اعتقاد مصحّح آن «محمّد بن خضر الرومى» حنفى مذهب بوده است كه در سال 948 ه . ق. به رحمت ايزدى پيوسته است.
«دكتر عبدالعزيز اهوانى» در مقدّمۀ تصحيح خود، تصريح مىكند كه نام نسخۀ خطّى مذكور «التّحفة اللّطيفة فى عمارة المسجد و سور المدينة الشريفه» است كه در كتابخانۀ «كليساى اسكورال اسپانيا» به شماره 1708، در شش ورق، صفحۀ 88 تا 93 مجموعۀ مجلّد 23*17 سانتىمتر نگهدارى مىشود.
رسالۀ مذكور تنها شرح اقدامات سلطان سليمان عثمانى در چگونگى بناى حصار مدينه و تعميراتى كه در مسجدالنّبى صورت پذيرفته است، محدود و به آن مختوم مىشود و از سياق جملات و شرح وقايع معلوم مىشود كه مؤلّف در مدينه مىزيسته و ناظر بر اقداماتِ عمرانى مسجدالنّبى بوده است و رسالۀ مذكور، در واقع گزارش مجملى است از آنچه مؤلّف ديده و شنيده است.