98مستدَل ارائه شدنِ اين اصلِ اعتقادى و فقهى، به خصلت پيمانشكنى مشركان نيز اشاره شده و نشاندهندۀ اين حقيقت انكارناپذير است كه: با مشركان به دليل عهدشكنى آنان رفتارى جز برائت نمىتوان داشت. 1برائت از مشركان در اين آيۀ شريفه، به خدا و رسول - ص - نسبت داده شده و معناى اين انتساب آن است كه اصل «برائت» هم جنبۀ اعتقادى دارد و به خدا مربوط است و هم با پيروى عملى از پيامبر - ص - در ارتباط مىباشد و از سوى ديگر، دو بعد «اعتقادى» و «عملى» (فقهى) برائت، از اطلاق نسبت به خدا و رسول خدا - ص - قابل استنباط مىباشد؛ زيرا هر آنچه كه به آن دو منسوب باشد، ريشه در اعتقاد توحيدى و شريعت الهى دارد. 2در اين آيه، اشاره به اين نكته نيز هست كه اگر امروز به مشركان برائت اعلام مىشود، ديروز با آنان رفتارى انسانى انجام گرفته و پيمانى شرافتمندانه منعقد گرديده است و اين خود نوعى استدلال و توجيه منطقى برائت را به همراه دارد.
2 - «وَ أَذٰانٌ مِنَ اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى النّٰاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللّٰهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ...» 3«اين اعلانى است از خدا و رسولش به همۀ مردم در روز حج اكبر، كه خداوند از مشركان برائت مىجويد.»