115گروههاى كفار؛ اعم از مستكبران متجاوز و متعصبان فتنهگر و دشمنان توطئهگر و هر نوع دشمن كافرى كه رفتار غير منطقى و خصمانه و تعرضى دارد را شامل مىگردد.
زيرا در آيۀ چهارم همان سوره (برائت) تنها گروههايى از اين حكم استثنا شدهاند كه: طى قراردادهاى شرافتمندانه به تعهدات خود پايبند بوده و قصد تجاوز و توطئه و خيانت و سلطهطلبى را در انديشه نمىپرورانند؛ زيرا چنين روشى از ديدگاه قرآن نوعى تقواى سياسى محسوب شده و هر گونه تعرض و رفتار خصمانه نسبت به آنان حتى در شكل اعلان برائت ممنوع گرديده است. 1تنها مناقشهاى كه در مورد شمول و فراگيرى حكم استنتاج شده از آيات اول سورۀ برائت ممكن است مطرح گردد، محدود بدون اين حكم در مورد مشركان حجاز مىباشد، چنانكه عمل پيامبر - ص - نيز ابتدا در مورد مشركان مكه و حرم و سپس از طريق وصيت به اخراج مشركان از حجاز اختصاص داده شد.
بر اساس اين شبهه، برخى چنين تصور كردهاند كه با پايان گرفتن پاكسازى حرم و حجاز از مشركان، در واقع آيات اول سورۀ برائت جنبۀ تاريخى پيدا كرده و امروز فاقد مصداق اجرايى مىباشد.
در پاسخ اين مناقشه و شبهه بايد به چند نكته اشاره كنيم:
1 - گرچه در عصر نبوى - ص - و دوران خلفا، عمل به اين آيات انجام گرفت و به نتيجۀ مطلوب هم رسيد ولى پيشگيرى از عودت وضعيت گذشته، ادامۀ آن را به نحو متناسب با وضعيت، مىطلبد؛ چنانكه