103چهار ماه به سر نيامده، حجاز زير لواى اسلام درآمد و دشمنان، راهى بجز دشمنى و عناد و توطئه، در پيش نگرفتند و حاكميت اسلام در سراسر حجاز استقرار يافت.
عمل پيامبر - ص - فلسفۀ برائت را به طور كامل روشن كرد كه اعلان برائت مىتواند به عنوان رويۀ اصولى و خط مشى اساسى، در كنار رويههايى چون جهاد و دعوت نقشآفرين سياست كلى گسترش اسلام و دفاع در برابر خصومتها، تجاوزها، تهاجمها و توطئههاى دشمنان اسلام مورد استفاده قرار گيرد.
همانگونه كه در عصر نبوى، توسط على - ع - بر بام كعبه و در منا انجام گرفت.
شيوههاى اعلام برائت مىتواند بگونههاى مختلف و در قالب رعايت اصول ديگرِ اسلام انجام گيرد، اما آنچه كه به عنوان «ركن» در اجراى آن بايد ملحوظ گردد، اصل معنا و مفهوم سياسىِ طرد كردن مشركان و دست رد زدن بر سينۀ دشمنان و محكوم كردن سياستهاى خصمانه و توطئهگرانۀ آنان و اعلام انزجار از شيوههاى استعمارى و استثمارى و هرگونه رفتار تجاوزكارانۀ آنها است.
در بُعد اعتقادى، اعلان برائت و يا به تعبير قرآنى «اذان برائت» بايد به گونهاى انجام گيرد كه بيانگر بُعد منفى توحيد و تحقق عينى «لا اله الّا اللّٰه» باشد و در بُعد سياسى در قالبى تحقق پذيرد كه اهدافى مشابه آنچه كه پيامبر - ص - در اعلان برائت سال نهم هجرت به دست آورد، به دنبال داشته باشد.