42خدا و مشقت و رنج بدنى و باز داشتن نفس از شهوات و لذات حرام و افتادن در حوزۀ عاشقانۀ قرب بحق از طريق عبادت و بندگى به چشم مىخورد.
حج باعث طلوع صفت نورانى خضوع و استكانت و ذلت از مشرق وجود عبد، در افق حريم مقدس حضرت ربّ الأرباب است.
حج سير و سفر و تحرك و حركت در گرما و سرما و بهنگام امنيت و ترس و ثابت قدمى و استقامت دائمى در امور الهى و معنوى است، كه اين امور علّت جلب رحمت واسعۀ حق، و لطف و مرحمت حضرت مولاست.
در اين سفر منافع بسيارى براى مردم است و در اين عرصهگاه حق و حقيقت شوق به لقاى دوست و ترس از عظمت و جلال او، قلب را تسخير مىكند.
در برخوردهاى مردم با يكديگر در اين سفر معنوى، و ظهور حال و قال ملكوتى و نشست و برخاست با پاكان، كه معاشرت با آنان از بركات اين سفر است، يك سلسله از دردهاى درونى و بيماريهاى باطنى به نقطه شفا مىرسد از جلمه: قساوت قلب، پستى نفس، غفلت از حق، خاموش شدن آتش آمال و آرزوهاى بيجا.
در اين سفر زائر بيت موفق به تجديد حقوق، و وادار كردن نفس به تقواى الهى مىگردد، و زمينۀ خير دنيا و آخرت خود را از طريق حفظ نفس از فساد و افساد فراهم مىنمايد.
اين سفر منبع خير و بركت براى اهل مشرق و مغرب، و اهل آب و خشكى است، و نيز براى آن كه حج بجا مىآورد و آن كه در اين