323خانه را يادآورى مىفرمود و در بعضى مواقع در كنار همان قبر نماز مىخواند و اين حقيقتى است كه مورّخان قرون اوّلِ اسلام به آن اعتراف نمودهاند ولى به تدريج به عنوان مسجد بودن دارالنابغه اهمّيت بيشترى داده شده و بقعۀ و مرقد بودن آنجا تحت الشعاع قرار گرفته است. و اين نوعى تحريف آگاهانه يا ناآگاهانه! در حقايق تاريخى است.
ساختمان بقعه جناب عبداللّٰه و تخريب آن
چگونگى ساختمان بقعۀ عبداللّٰه و مسجد دارالنابغه، قبل از قرن دهم به چه شكلى بوده است، براى ما معلوم نيست ولى پس از اين دوران، براى مقبرۀ عبداللّٰه بقعهاى نسبتاً رفيع و بنايى وسيع به وسيلۀ بعضى از سلاطين عثمانى ساخته شد و ضريحى بر روى قبر وى نصب و محرابى در كنار همان ضريح ايجاد گرديد تا هر دو عنوان يعنى مسجد بودن و مقبره بودن محفوظ و مشخص شود و اين بقعه تا روى كار آمدن وهابيان يكى از امكنه و بقاع مورد توجّه براى زائرين در مدينه به شمار مىآمد و نويسندگان در اين مقطع اين بقعه را معرفى و گاهى به ذكر جزئيات آن پرداختهاند.
و با اينكه وهابيها پس از تسلّط، همۀ بقعههاى موجود در بقيع و خارج بقيع را تخريب نمودند امّا ساختمان بقعۀ جناب عبداللّٰه تا سال 1355شمسى همچنان باقى بود و در ورودى آن را با سنگ و آجر تيغه كرده بودند و راهى به داخل بقعه وجود نداشت.
در سال 1354شمسى بود كه(نويسندۀ اين سطور)براى انجام حجّ تمتّع به آن ديار مقدّس مشرّف شدم مانند ديگر زائران و حجاج، اين بقعه را از بيرون در ورودى، كه در داخل كوچۀ تنگى قرار داشت، مشاهده و زيارت نمودم و در سردر اين ساختمان سنگ نوشتهاى مشاهده مىشد كه در آن دو بيت شعر به زبان تركى حاوى نام تعمير كننده و تاريخ تعمير بنا منعكس گرديده بود. آن دو بيت اينست:
قبر پاك والد شاه رسلدر بو مقام
و اين سنگ نبشته همانست كه نايب الصدر شيرازى در تحفه الحرمين از آن ياد