300در سال 1353 ش. \1394ق. كه به حج تمتّع و زيارت مدينه مشرف بودم، بقعۀ جناب اسماعيل در خارج بقيع و در سمت غربى آن، در محاذات قبور ائمه عليهم السلام به فاصلۀ پانزده متر از ديوار بقيع قرار گرفته بود، در محوطهاى تقريباً سه متر در سه متر، با ديوارى به ارتفاع دو و نيم متر كه حدود نصف آن در فضاى پيادهرو و نصف ديگرش در داخل خيابان واقع شده بود، و اينك اين خيابان جزو محوطه و ميدان وسيع مسجدالنبى است و پيادهرو به صورت محلى مرتفع در كنار بقيع براى استفادۀ زائران در آمده است و چون ديوارِ بقعه، هيچ دربپنجره و منفذى نداشت وضع داخلى آن و كيفيت اصل قبر معلوم نبود و زائران از پشت ديوار و در محوطه پيادهرو به زيارت و دعا مىپرداختند و گاهى در اثر ازدحام، از طرف مأموران ممانعت به عمل مىآمد.
و در همين روزها كه مشرف بودم، تخريب بخشى از سطح خيابان و وجود دستگاههاى خاكبردارى و آسفالتريزى، در آن خيابان، حاكى از زير سازى و توسعۀ اين خيابان بود كه به مناسبت ايام حج و كثرت جمعيت متوقف شده بود. آن سال حركت ما به سوى مكه مصادف بود با شب اول ذىحجه.
انعكاس خبر كشف جسد اسماعيل
پس از انجام مراسم حج(1353ش.)و مراجعت به ايران اين خبر جالب، از زبان حجاج مدينه بعد، در حوزۀ علميۀ قم و در ميان علما، در سطح وسيعى مطرح گرديد كه:
«به هنگام زيرسازى خيابان غربى بقيع به وسيله سعوديها، جسد اسماعيل فرزند امامصادق عليه السلام پس از گذشت قرنها، سالم كشف شده و در داخل بقيع دفن گرديده است.»
براى تحقيق موضوع، فردى آگاهتر از مرحوم آيت اللّٰه آقاى حاج شيخ محمد فقيهى رشتى 1 نيافتم. در يكى از شبهاى محرّم، پس از نماز مغرب و عشا به ديدارش شتافتم