221از همين فكر پيروى نمودند و اين سنت در طول تاريخ مورد عمل قرار گرفت و در اين درك و بينش و در اين اعمال و برنامهها كوچكترين مخالفتى ديده نشده بود تا اين كه در اواخر قرن هفتم هجرى شخصى بنام«محمد بن تيميه» 1 كه داراى عقايد انحرافى در مسائل اساسى و در اصول و فروع اسلام بود به وجود آمد او بطورى كه در اصل توحيد داراى انحراف فكرى و معتقد به تجسم بود احترام بر قبور بزرگان دين و آيين و ساختن گنبد و بارگاه در روى اين قبور و احداث مسجد در كنار آنها و مسافرت نمودن بقصد زيارت، حتى زيارت قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله را، نه تنها حرام و غير مشروع بلكه كفر و الحاد پنداشته و هر مسلمان كه اين اعمال را انجام دهد كافر و خارج از اسلام و در صورت عدم توبه، واجبالقتل دانست و از بين بردن اين قبور و گنبد و بارگاهها و حتى ويران ساختن مساجدى را كه در كنار آنها ايجاد شده است واجب معرفى نمود.
عقايد وى كه از سوى علما و دانشمندان جهان اسلام بعنوان عقايد انحرافى و مغاير با اعتقادات صحيح اسلامى محكوم شده بود، با مرگش و مرگ شاگردش ابن قيم به بوتۀ فراموشى سپرده شد و نام وى توأم با نفرت و انزجار و افكار او جزو افكار ضد اسلامى و مخالف با اصول مسلم و ثابت، مطرح مىگرديد ولى پس از گذشت شش قرن، عقايد وى مجدداً به وسيلۀ شخصى بنام«محمد بن عبدالوهاب»در«نجد»مطرح شد گرچه او هم مانند خود«ابن تيميه»از سوى علماى اسلام مورد طرد قرار گرفت و در ردّ عقايدش كتابهايى به وسيلۀ علماى اسلام و حتى كتابى به وسيله برادرش«سليمان بن عبدالوهاب» 2تأليف و منتشر گرديد ولى همسويى او با بعضى از رؤساى قبايل عرب و پشتيبانى بعضى