216آلود آنان بهنگام گريۀ حجاج در كنار حرم پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمۀ بقيع عليهم السلام نمودارى از اين نوع تفكر مىباشد. با اين كه مردم حجاز پيرو فقه حنبلى و از كسانى هستند كه طبق فتوا، حتى گريه كردن با صداى بلند و با ناله و شيون را جايز مىدانند.
مخالفت خليفۀ دوم با گريه
انگيزۀ عمل جهان تسنن و عامل تفكر اين گروه از مسلمانان را در موضوع گريه، علىرغم جواز آن از نظر سنت و حديث و از نظر فقهاى چهارگانه، بايد در مخالفت عملى خليفۀ دوم در اين موضوع جستجو و ريشه يابى كرد؛ زيرا وى نه تنها مخالف با گريه بود و بر عقيدۀ خويش اصرار مىورزيد، بلكه عملاً نيز از گريه كردن ممانعت و جلوگيرى مىنمود، گرچه به وسيلۀ تازيانه و سنگ زدن بر گريه كنندگان و يا پاشيدن خاك و شن بر سر و صورت آنان باشد. و اين بود عقيده و روش خليفه در طول سالهاى خلافتش و حتّى در دوران حيات رسول خدا صلى الله عليه و آله .
و اينك به نقل چند نمونه از آنچه در اين زمينه، در منابع اصيل اهل سنت آمده است مىپردازيم:
1-بخارى در صحيح خود پس از نقل حديثى در مورد گريۀ رسول خدا صلى الله عليه و آله و صحابۀ آن حضرت در بالين سعد بن عباده مىگويد:
«وكان عمر-رض-يضرب فيه بالعصاء و يرمي بالحجارة و يحثي بالتراب». 1
2-احمد بن حنبل و محدّثين ديگر، از ابن عباس نقل نمودهاند كه زنها در مرگ رقيه دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله گريه مىكردند، عمر آنها را با تازيانه مىزد رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
بگذار گريه كنند. آنگاه خطاب به آنان فرمود:
«ابكين و ايّاكن و نعيق الشيطان»؛
«گريه كنيد ولى از صداى شيطان دور باشيد.» و گريۀ خود را با عملى حرام توأم نكنيد.
در نقل واقدى و ذهبى اين جمله نيز اضافه شده است:«عمر كه آنها را مىزد رسول خدا دست او را گرفت و فرمود آرام باش عمر! بگذار گريه كنند؛(فأخذ النبي صلى الله عليه و آله بيده