94قاعدهاى شود كه بر اساس آن،افتخارات به قبيلهاى جز فرزندان پدرش مىرسد.
رسول صلى الله عليه و آله در ميان قومى مبعوث گشت كه مبانى آنان چنين بود و چندان آنها را باور داشت كه يك عابد معتقداتش را.كار رسول صلى الله عليه و آله تنها مقابلۀ با بتپرستى و كارهاى عبادى نادرست آنان نبود،بلكه مهم روبهرو شدن با اين قبيل ارزشهاى اخلاقى بود كه جامعه بر محور آن شكل گرفته بود و طالب وحدت و تمركزى نبود كه مىتوانست چهارچوب قبيلهاى را در هم ريزد.
رسول صلى الله عليه و آله از ميان بنى هاشم مبعوث شد.در اين صورت چگونه بنى اميه و بنى سهم و بنو عدى و بنو زهره و نبو تيم و بنومخزوم وبنواسد و ديگر تيرههاى قريش و قبايل كنانهاى مىتوانستند تسليم او شوند؟اين تسليم شدن در عرف آنان نوعى اهانت به كيان تيرهها و برجستگان بود.اين تسليم،آنان را تسليم دعوتى مىكرد كه تنها افتخار را براى بنوهاشم ثبت مىكرد.پس چرا نبايد مقاومت مىكردند؟چرا اين قبيل ارزشهاى اخلاقىِ فاسد،نبايد با آنچه مانند اسلام،با عرفش سازگار نيست به معارضه برخيزد،و چرا نبايد برابر دعوت اسلامى و حق،استكبار ورزد،آن هم به هدف پاسدارى از كيان تيره و قبيله و مقابله با دشمنى كه فرداى آن روز آنان را چنان در كوره ذوب مىكند كه ميراث پدران خويش را فراموش كرده،تمامى معارف گذشته را از ميان مىبرد.
رسول صلى الله عليه و آله دعوت خود را در چنين تنگنايى آغاز كرد و به خاطر همين انگيزهها بود كه آن نبردها و درگيرىها كه شرحش در كتابهاى سيره آمده،برآمد؛درگيرىهايى كه محصول تعصّب و حزب گرايى طايفهاى،قبيلهاى و تيرهاى است.
رسول صلى الله عليه و آله اين دشوارىها را چندان تحمّل كرد كه يك فرد صاحب عقيدۀ راسخ تحمل مىكند.نخستين كسانى كه در مكه دعوتش را اجابت كردند،كسانى بودند كه عقلشان بر ميراث موجود مىچربيد و جان آنان را چندان بالا آورده بود كه حاضر به ايستادن در برابر چراغ روشن حق نبودند.البته اين چهرهها اندكند و تاريخ،شمار كمى از آنان را مىشناسد.بنابراين شگفت نيست اگر ببينيم نخستين اطرافيانش تعدادى انگشت شمار بودند.
دين تازه با تعاليم تازه رخ مىنمايد؛اين دين به وحدت فرا مىخواند و دستور