400تعزير كسى شدند كه اجازۀ چنين بنايى را داده؛به دليل آن كه جاى زيادى را در مسجد مىگرفت. 1به خصوص كه من فكر مىكنم اين كار را كرده بودند تا مقام حنفى از ديگر مقامهاى موجود در مسجد ممتاز باشد،جز اين كه اين مخالفتها چيزى را عوض نكرد بلكه مقدار ديگرى هم بر آرايش و زينت آن افزوده شد.در سال 836 امير سودون، سقف آن را برداشته،از نو تعمير كرد و بيش از گذشته تزيين و زمين آن را با سنگ قرمز فرش نمود.همچنين بر فراز سقف آن قبّهاى بنا كرد.بعدها هم به دفعات،اصلاحات و تعميراتى روى آن انجام گرفت تا آن كه در زمان عثمانىها بسيار زيباتر از آنچه بود،به آن پرداختند. 2اين بنا در توسعههاى اخير در زمان ما از ميان رفت.
در اين زمان هم،امامان جماعت در چند نوبت،به همان قياس زمان ايوبىها،نماز مىگزاردند.ابتدا شافعى،سپس مالكى و حنبلى با هم و بعد امام حنفى.در برخى از سالها ابتدا حنفى نماز مىخواند سپس مالكى. 3ابن بطوطه مىنويسد: 4او شاهد نماز امام جماعت مالكى و حنبلى بوده است كه همزمان بعد از شافعى نماز خواندند.پس از آنان، امام حنفى نماز گزارد.
اما در نماز مغرب،حنفى و شافعى در يك وقت اقامۀ جماعت مىكردند.خبر آشفتگى و تشويش ناشى از اين امر،به ناصر فرج بن برقوق چركسى رسيد و او در سال 811 دستور داد تا در مغرب تنها امام شافعى نماز بگزارد.با روى كار آمدن الملك المؤيد او دستور داد تا همۀ امامان در يك وقت نماز بخوانند. 5
ابن بطوطه 6در اين زمان از قبّۀ زمزم و قبههاى حوالى آن ياد مىكند و اين كه قبّۀ