377ميخكوب ببندند.مردم به شفاعت برخاستند و او پذيرفت تا آنان با پنج هزار دينار و برخى با كمتر از آن خود را رها سازند.پس از آن خانههاى آنان و نيز پدرشان را گشود و هرچه از اثاث و كتاب در آنها بود فروخت و پول آن را مصادره كرد كه به صدها هزار مىرسيد.
به دنبال آن خانوادۀ قاضى را به جزيرۀ ابن بركوت 1تبعيد كرد.چيزى نگذشت كه نايب او در جزيره،آنان را در كشتى كوچكى به دريا فرستاده،غرقشان كرد.
هنوز چند ماهى از استقرار امارت بركات نگذشت بود كه خبر رسيد برادرش احمد در حال فراهم آوردن جنگجويانى در ينبع است.وى براى رويارويى با او در اواخر ذى حجه سال 907 حركت كرد و او را به شكست كشاند.وقتى بازگشت باز شنيد كه برادرش درگيرى را از سر گرفته است.بركات كه مريض بود و نمىتوانست نبرد كند،راه يمن را در پيش گرفت و برادرش احمد را رها كرد تا به مكه درآيد.
احمد جازان براى بار دوم
بدين ترتيب احمد جازان در اوايل سال 908 وارد مكه شد و گويا بناى آن داشت تا انتقام ياورش قاضى را بگيرد.وى به سختگيرى روى آورد و سپاهش را براى خرابكارى در مكه آزاد گذاشت.آنان نيز دست به هر كار زشتى زدند و حرمت كعبه را شكسته، اموال اهالى را مصادره كردند و بردگان و كنيزكان صاحب اولاد را تصرف كرده، خانههاى تجار را غارت نمودند.
هنوز امارتش استوار نشده بود كه برخى از تجار را كه از ياران برادرش در مكه و جده بودند وادار كرد تا اموال فراوانى را به او بپردازند.وى به شكنجۀ برخى از آنان پرداخت و دستان آنان را با چوبهايى بست تا مجبور به فروش املاك خود شوند.
بسيارى هم از آن ديار گريختند.