368سلطنت مصر خواست تا آن را افزايش دهد كه مورد قبول واقع شد.شاهد آن كه دحلان بدان اشاره دارد كه در سال 840 فرمانهاى جديدى از مصر رسيد كه به موجب آن درآمدهاى مربوطه مىبايست به صورت پنجاه پنجاه ميان امارت مكه و سلطنت مصر تقسيم شود. 1غازى هم مىگويد كه چراكسه در مصر، 2بركات را به پرداخت سالانه ده هزار دينار مكلّف كرده و پذيرفتند كه متعرّض عشريۀ مأخوذه از اجناس در جدّه نشوند، اما از رسوم اخذ شده از حجاج يادى نشده است.بسا آن را براى بركات گذاشتهاند.اينها نشانگر گسترش نفوذ چراكسه در مكۀ اين دوره است،چنان كه گفته شده است كه بركات مكلّف به پرداخت پنج هزار دينار شد. 3
نفوذ چراكسه در دوران سلطان جقمق بيشتر شد؛شاهدش آن كه نمايندۀ وى امير سودون به عنوان ناظر حرمين تعيين شده و موظّف شد تا به عمارت آنجا بپردازد.همچنين به همراه او پنجاه نظامى ترك فرستاده شدند تا در مكه مقيم شوند. 4
همان طور كه گذشت،اين تشكيلاتى است كه مماليك ترك در سال 760 در مكه درست كردند،اما آن زمان نتوانست ادامه يابد،زيرا اشراف شورش كرده آنان را در مسجد محاصره نمودند و تعدادى را كشتند و شمارى را اسير كردند و اسرا را هم به ينبع فرستاده،در بازار بردهها فروختند.اين كار بعدها دنبال نشد و مورّخان طى اين سالها اشارهاى به آن نكردهاند.
از نكات شگفت آن كه از جملۀ كارهاى امراى مكه در اين دوره،اين بود كه پاى شتر محمل را وقت رسيدن به مكه ببوسند.بركات از سلطان جقمق خواست تا او را از اين كار معاف كند و او هم پذيرفت.