356تا نامش را در انبارهاى مسجد ثبت كند! در حالى كه همان وقت،مسلمانان بيشترين نياز را براى اصلاح و آبادى بلاد و درست كردن راهها و تعميم تعليم وتربيتشان به آن دارند.
شريف حسن،فرزندش احمد را با سپاهى كه شمارش به 260 نفر از سواره و پياده مىرسيد،به همراه 32 برده فرستاد.همان طور كه عجلان بن نصير را هم با سپاهى ديگر براى سركوب شورش فرستاد.اين دو سپاه توانستند شورشيان مدينه را سركوب كرده، مدينه را آرام كنند.اين واقعه در سال 811 رخ داد. 1
در سال 812 سلطان يمن مانع از ارسال ارزاق به مكه شد و اين به دليل دشمنى او با حسن بن عجلان بود.داستان اين دشمنى را غازى آورده 2كه حكايت شگفتى است و آن اين كه سلطان يمن از حسن بن عجلان خواست تا در موضوعى كه او طرح كرده،شعرى بسرايد.او شعر را فرستاد،اما در مقابل هديهاى نفرستاد.وى هم به سراغ عفيف عبداللّٰه الهبى-كه بسا نمايندۀ يمن در مكه بوده-رفت و پنج هزار مثقال طلا از او گرفت.سلطان يمن از اين جريان خشمگين و مانع از ارسال ارزاق به مكه شد.اين كار او بر شريف حسن گران آمد و كسى او را به جنگ با يمن تحريك كرد و به او براى جمع نيرو يارى رساند.او هم براى اين كار آماده شد جز آن كه چيزى نگذشت كه به او گفته شد تا سُبْكى را به نمايندگى خود براى حلّ و فصل اختلافات به يمن بفرستد.سبكى رفت و بدين ترتيب كارها اصلاح شده،امور به مجراى طبيعى خود يا نزديك به آن بازگشت.
در اين سال(802)كسانى نزد الناصر فرج بن ظاهر برقوق براى حسن بن عجلان خبرچينى و نمّامى كرده به او گفتند كه او از مناسبات مثبت خود با ناصر منحرف شده است.ناصر هم اصرار بر عزل او كرد و به امير الحاج گفت تا سلاح و لشكر و توپخانه را- كه گويا نخستين بار بود كه پاى توپخانه به مكه مىرسيد-آماده سازد.قرار بر اين بود تا مقصد را يمن اعلام كنند و چنين هم كردند،اما اين اقدام از چشم شريف حسن پنهان نماند و مصمم به دفاع از امارت خويش شد.او قبايل عربى و اشراف را بسيج كرد