325مىگويد:اگر مشكل مذهب نبود،شايسته خلافت بود.او مانند خاندان خود زيدى مذهب بود. 1
نزاع فرزندان ابونمى بر سر امارت
چهار نفر از فرزندان بزرگ وى با نامهاى رُمَيثه،حُمَيضه،ابوالغيث،و عطيفه بر سر امارت با يكديگر به نزاع برخاستند.نزاع آنان از سال 701 تا 737 يعنى 36 سال به درازا كشيد تا آن كه در نهايت كارِ امارت بر رميثه مستقر شد.
در اينجا خلاصهاى از رخدادهاى اين دوره را ارائه مىكنيم:
هنوز ابونمى نمرده بود كه نيروها و اشراف مكه،دو دسته شدند.گروهى از حميضه و رميثه دفاع كرده و دستهاى ديگر از ابوالغيث و عطيفه حمايت كردند.دو نفر اوّل در سال 701 توانستند بر دو نفر دوم غلبه كرده،حكومت را به دست آورند. 2
بعد از اين پيروزى،رميثه و حميضه،دو برادر ديگر را زندانى كردند.اين دو نفر مدتى را در زندان سپرى كردند تا آن كه به ينبع گريخته،يارانى به دست آورده و براى حمله به مكه آماده شدند.
در اواخر ذىقعدۀ سال 701 بود كه قافلۀ مصرى با اميرى بيبرس جاشگير و در حالى كه سى تن از امراى مملوكى مصر با آنان بودند،به مكه مىآمد.دو برادر فرصت را مغتنم شمردند تا به توطئه بر ضد دو برادر ديگر بپردازند.آنان با امير قافلۀ مصر ملاقات كرده از او خواستند به آنان كمك كند و در برابر،آنها هم به نام مماليك خطبه بخوانند.امير قافله هم پذيرفت.
در اين ميان،چيزى كه امير قافلۀ مصر را از يارى اين دو برادر باز دارد،در كار نبود، چرا كه اين فرصت خوبى بود كه مماليك دنبال آن بودند.به همين دليل اين قافله پا پيش گذاشت با سپاهيان خود به مكه يورش برد.ابوالغيث و عطيفه هم با كمك ياران خود به آن