268
كلياتى در بارۀ دوران فاطميان
وضعيت سياسى
به نظر مىرسد علوىگرى كه دورانى طولانى براى گرفتن خلافت از عباسيان مجاهدت كرده بود،در جريان پيروزى فاطميان كه شيعۀ على عليه السلام بودند،به گونهاى در دورۀ مورد بحث تاريخى ما به پيروزى رسيد.اين امر با غلبۀ آنان بر بخش مهمى از بلادى كه در گذشته زير سيطرۀ عباسيان بود و نيز ايجاد حكومتى مشابه در يمن و دولت ديگرى به اسم قرامطه در بحرين،منهاى برخى از جنبشهاى وابسته اما كوچك كه در بخشهاى ديگرى از دنياى اسلام موقعيتى به دست آورد،تحقق يافت و در جمع نشان از غلبۀ چيزى داشت كه به رغم برخى از اختلاف نظرها ميانشان،بايد نامش را تشيع علوى نهاد.
در همين وقت،اشراف علوى مكه هم قدرت يافتند كه در اين ميان بايد از بانى اصلى آن جعفر بن محمد [ م 380 ] جدّ اشراف ياد كرد كه در پى سقوط دولت اخشيديان در مصر،دولتش را در مكه اعلام كرد و حكومتش را مستقل نمود.
اين جنبش،همانگونه كه گفتيم از محدودۀ مكه بيرون نرفت و سرزمين تحت فرمان آن تا جده در غرب و تا طائف در شرق بود.از اين رو اين دولت از سوى دولت فاطميان كه همسايۀ آن و در مبادى تشيع با آنان مشترك بود،مورد حمايت قرار گرفت و پايههايش استوار شد و با استفاده از شايستگىهاى خود جعفر به پيروزى و تثبيت رسيد.
جز آن كه با روى كار آمدن فرزندش ابوالفتوح،مسائل تازهاى مطرح شد و او براى خود