259در سال 466 كسانى را در مكه واداشتند تا با ابوهاشم در اين باره صحبت كرده به او بفهمانند كه كارش در خطبه خوانى به نام عباسيان زشت است.همچنين اموالى به او بدهد تا وى را راضى كند.بسا عباسيان از اين امر آگاه شده،به همراه سلار كه قافلۀ حج عراقى را هدايت مىكرد،اموال فراوانى از جمله هداياى قابل توجهى براى ابوهاشم فرستادند.
او اموال زيادى هم از حجاج جمع آورى كرده تقديم ابوهاشم كرد.سلار در اين كار خود موفق گرديد،به همان اندازه كه فاطميان ناموفق ماندند. 1
اما اين موفقيت،زودگذر بود.مقتدى خليفۀ وقت عباسى در سال 467 درگذشت.
فاطميان تلاش مجددى را آغاز كرده،هداياى زيادى براى ابوهاشم فرستادند و ضمن نامهاى به او نوشتند:تعهدات تو در مقابل قائم عباسى و سلطان سلجوقى بود كه هر دو مردهاند.ابوهاشم با مشاورانش گفتگو كرده و آنان به او توصيه كردند تا خواستۀ فاطميان را بپذيرد.مشاوران گفتند:دوباره رسيدن كمك از مصر به ما آغاز شده و ما عموزادگان خود را با ديگرى عوض نمىكنيم.بدين ترتيب دوباره خطبه به نام فاطميان خوانده شد. 2
موفقيت فاطميان هم چندان به درازا نكشيد؛زيرا رئيس قافلۀ حج عراقى در سال 468 به حج آمد.پيشنهاد تازۀ او براى ابوهاشم آن بود تا با دختر جلال الدوله در عراق ازدواج كرده و به علاوه بيست هزار دينار در عوض آن چه از گذشته پرداخت نشده است،به او پرداخت شود.ابوهاشم پذيرفت و دوباره خطبه به نام عباسيان خواند. 3
بدين ترتيب فاطميان و عباسيان،به نوبت با پرداخت هدايا به راضى كردن ابوهاشم