257برخى از مورّخان مىگويند 1كه دليل بازگشت صليحى،گسترش وبا در سپاهيانش بود.بعيد نيست كه اين هم يكى از دلايل بازگشت او باشد.اما مهمترين دليل،آن بود كه او به هدفش رسيد و مكه را از چنگ سليمانىها درآورد.اين جماعت به عباسيان دعوت مىكردند.او هواشم را بر سركار آورد كه به فاطميان دعوت مىكردند.
ابوهاشم محمد بن جعفر [ 456-487]
چنين بود كه ابوهاشم كارش را آغاز كرده،دستور داد تا براى فاطميان دعا كنند؛اما مدتى بعد فاطميان به خاطر مشكلات بزرگى كه در مصر پيش آمد،كمكشان را قطع كردند.ابوهاشم براى مخارج حكومت خويش مجبور به فروش قنديلهاى كعبه و زر و زيور درها و ناودان شد و برخى از اموال تجار مكه را هم مصادره كرد.
پس از آن نظرش بر اين شد تا نام فاطميان را از خطبه برداشته و به نام قائم بامرالله عباسى خطبه بخواند.وى در سال 462 به نام قائم عباسى خطبه خواند.پس از آن به حاكم بغداد نامه نوشته،خبرش را به او داد.عباسىها سى هزار دينار پول و نيز خلعتهاى فاخر برايش فرستادند.همچنين وظيفۀ سالانهاى براى او معين كردند كه به ده هزار دينار مىرسيد.همچنين حاكم بغداد به او نوشت،اگر امير مدينه يعنى مهنا نيز چنين كند،سالانه پنج هزار دينار خواهد گرفت. 2
بدين ترتيب كار خطبه خوانى به نام عباسيان از سر گرفته شد،جز آن كه گفتن«حيّ على خير العمل»در اذان بر اساس مذهب شيعه ادامه يافت. 3عباسيان،شريف ابوطالب را براى قانع كردن حاكم مكه به آنجا فرستادند.او به مناظرهاى طولانى با او پرداخت تا آنجا كه گفت:اين اذان اميرالمؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام است.ابوطالب گفت:اين