254كرد كه تو.
پيام رسانى به من گفت كه تو غضب كردى كه خداى از خشم تو كفايت كند. 1
وى از نيروى جسمى بالايى برخودار بود،چنان كه خواهرش نيز چُنان بود.يكبار خواهرش چند درهم فرستاد تا براى او گندم بخرد.وى دراهم را چندان له كرد كه خطوط روى آن از ميان رفت.سپس گندم را همراه آن دراهم نزد خواهرش فرستاد تا او تصوّر كند كه دراهم او ناسالم بوده است.خواهر نكته را دريافت.مشتى از گندمها را گرفت و چندان له كرد كه آرد شد.سپس آن را نزد بردارش فرستاد و به او فهماند كه گندم ناسالم است.خواهر در بلاغت نيز همطراز او بود همان طور كه در قدرت جسمى. 2
در دوران حكومت ابوالفتوح،در بسيارى از سالها،حجاج از حج منع شدند و اين به دليل درگيرىها و فتنههايى بود كه در مكه بود.همين طور شورش برخى از قبايل باديه نشين و راهزنى آنان عامل ديگر اين وضعيت بود. 3
شكر بن ابىالفتوح
با درگذشت ابوالفتوح در سال 430 پسرش محمد شكر جانشين وى گرديد.او هم در شجاعت همانند پدرش بود.وى با حسينيون مدينه كه قصد شورش بر ضد وى را داشتند جنگيده 4بر آنان غلبه كرد و مدينه را به حكومتش افزود.همچنين بسيارى از شورشيان باديه نشين را تنبيه كرد.وى نيز شاعر بود و از اشعارش اين است:
خيمههايت را در زمينى كه به آن اهانت مىشود،ويران كن،و از ذلّت كناره بگير كه بايد از ذلّت كناره گرفت.
وقتى كه در جايى مَنْقَصتى هست بانگ رحيل بردار،چرا كه دستمال خيس هم در