240بيشتر شد و در پايان به محل زبالهها تبديل شد.زمانى كه باران مىآمد كثافت آن از درِ ورودى آن به سمت مسجد الحرام و داخل مسجد سرازير مىشد.عامل بريد مكه كه خود از اهالى اين شهر بود و در نزديكى آن سكونت داشت،در اين باره گزارشى به بغداد نوشت و ضرر و زيان ناشى از آن را شرح داد و عقيدهاش را داير بر تبديل آن به مسجد و پيوند دادن آن به ابواب مسجد الحرام نشان داد. 1
مورخان در تعيين محل دارالندوه اختلاف كردهاند.برخى محل آن را مقام حنفى مىدانند،برخى آن را عقبتر و حتى رواقى كه در پشت آن قرار دارد مىدانند.آنچه از پىجويى در تواريخ به دست مىآيد آن كه مساحت دارالندوه بسيار وسيع و از ميانۀ رواق پشت مقام حنفى تا انتهاى باب الزياده و باب القطبى بود كه حصوۀ صغيره و اطراف آن را شامل مىشد.شاهد آن كه برخى از خلفاى اموى،قسمتى از آن را داخل مسجد كردند.همين طور منصور بخش ديگرى از آن را ضميمه كرد و بدين ترتيب ضلع مسجد درست شد.پس از آن مهدى عباسى آمد.يك ضلع مسجد مستقيم بود و او تلاش كرد تا بقيۀ اضلاع را هم مستقيم كند و چنين معلوم مىشود كه قسمتى از رواق مستقيم در پشت مقام حنفى از محدودۀ دارالندوه بوده و اين جزئى است كه پيش از مهدى به مسجد ضميمه شده بود.باقىماندۀ دارالندوه تا باب الزياده و باب القطبى با ضمايم آن از محدودۀ حصوه و اطراف آن از رواق بوده است.
بدين ترتيب كه دارالندوه يا بخش اعظم باقىماندۀ آن بنا بر قول درستتر،به مسجد كوچكى تبديل گشت و درهاى آن به سمت مسجد الحرام گشوده شد.
عامل بريد كه اين عقيده را داشت،مطالب ديگرى هم به گزارش خود به خليفه افزود و آن اين كه مجراى سيل در شرق مسجد،به مرور زمان پر شده و به همين دليل آبهاى سيل به داخل مسجد مىريزد.مسؤول سدانت كعبه هم گزارشى نوشت و خواستار تقويت ديوارهاى كعبه و تجديد دو سمت درِ آن و روى ديوارها و سطح مطاف شد.خليفه دستور ارسال پول و مهندسانى را در سال 281 صادر كرد و كار دارالندوه و