230
مسائل عمومى در دورۀ عباسيان دوم
وضعيت سياسى
گفتيم كه خلفاى عباسى براى نبرد بر ضد امويان،از اخوال خود،يعنى ايرانيان استفاده كردند،به طورى كه وقتى حكومتشان استوار شد،آنان را بر عربها برترى داده و در كارهاى مهم دولتى و مناصب بزرگ مقدم داشتند.
مدتى بعد در دورۀ عباسيانِ دوم،آنان از اخوال خود،يعنى از تركها كمك خواسته،ايرانيان را فراموش كردند و همچنان در كنار گذاشتن اعراب تأكيد داشتند.اين تحوّل به همان مقدار كه بر سهم اين موالى مىافزود و عناوين امير الامرايى يا ملك الدوله يا سلطان يا شاهنشاه 1را نصيبشان مىكرد،ضعف سياسى عباسيان را در پى داشت.چنان كه اسامى اينان روى منابر مىآمد و بر سكهها حك مىگرديد.
اما در ارتباط با مكه،يكى از مراكز اصلى عرب و محل تولد اسلام،اوضاع به لحاظ سياسى بدتر از چيزى بود كه ديگر بلاد عرب گرفتارش بودند؛زيرا زمانى امويان آنان را از حقوقى كه براى خود در خلافت مىديدند محروم كرده،در عوض وسايل رفاه و عيش آنان را فراهم كردند،ولى بعدها عباسيان هم آنان را در فهرست فراموش شدگانِ در صحنۀ سياست آورده و به عنوان جماعتى كه بيش از آن كه مستحق اكرام و احترام باشند،مستحق گريه كردن هستند،به شمار آوردند.نگاه خلفا به مكيان بيش از آن كه