228اصحاب اخشيد در مكه نبردى روى داد كه اخشيدىها پيروز شدند.در سال 343 نيز تلاش تازهاى آغاز شد كه باز پيروزى از آن اخشيدىها بود.
از اين رويدادها،چنين روشن مىشود كه مكه،همان گونه كه به دليل قطع حج در سالهاى فتنۀ اخشيدى كه از آنجا دور بودند،آن سختىها و فشارها را تحمّل كرد،پس از نزديك شدن اخشيدىها به مكه و تسلط بر آن،باز هم به خاطر جنگ و وحشتى كه براى مكه پيش آمد،اسير همان دشوارىها بود.اين وضعيت تا پايان دوران اخشيدى ادامه يافت.
مورّخان،اسامى واليانى كه از سوى اخشيدىها بر مكه حكومت كردند را ياد نكردهاند.تقى الدين فاسى مىگويد كه آنان را نمىشناسد.اما ابن ظهيره قرشى در الجامع اللطيف گويد كه قاضى ابوجعفر محمد بن حسن عباسى در سال 338 حكومت مكه را از سوى اخشيدىها بر عهده گرفت،اما از كس ديگرى ياد نكرده است. 1
در اين زمان،عباسيان برخى از علويان را هر ساله به نيابت از خويش براى امارت حج به مكه مىفرستادند.يكى از مشهورترين آنها نقيب طالبىها،ابوجعفر موسوى پدر شريف رضى بود كه سالهاى متمادى در رأس گروهى از علويان،امارت حج عراق را عهدهدار بود.بسا عباسيان با اين اقدام در تلاش بودند تا از شخصيت او ميان قبايل،در مكه استفاده كنند،اما در اين كار توفيقى به دست نياوردند،زيرا حكومت اخشيد در مكه ريشه كرده بود و تا پايان دولت آنان در سال 357 ادامه يافت.
دولت اخشيدى مىدانست كه دعاى براى آنان بر منبر حرمين،مىتواند براى دولت آنان نوعى جلالت دينى به ارمغان آورد.به همين جهت،بخششهاى فراوانى به بزرگان حرمين داشت و دست به اصلاحات فراوانى در مكه و مدينه زد.
نويسندۀ النفوذ الفاطمي 2مىنويسد كه اخشيد در نامهاى به امپراطور روم نوشت: