177
در زمان خالد قسرى براى اولين بار در رمضان كسى را روى كوه ابوقبيس گماشتند كه وقت طلوع فجر فرياد مىزد و مردم را از ادامۀ خوردن و آشاميدن باز مىداشت.
نويسندۀ مرآة الحرمين گويد كه خالد قسرى در دوران حكومتش،دستور انهدام منارهها را داد،زيرا شنيده بود كه برخى از مؤذنين در بالاى آنها به مغازله مىپردازند.
از ديگر كارهاى خالد آن بود كه وى چاهى را كند كه آب از آن بيرون مىآمد و تا زمزم مىرسيد.اين آب از لولههاى سربى مىگذشت،سپس در فوارهاى ظاهر مىشد و از آنجا در يك حوض سنگى مىريخت كه ميان زمزم و ركن و مقام قرار داشت.آنگاه آب مزبور،از حوض بيرون ريخته داخل يك مجراى سربى مىشد و از آنجا به بركهاى در بازار در نزديك باب صفا مىرفت كه مردم از آن وضو مىگرفتند.در آن زمان باب صفا نزديكتر از امروز به صحن مسجد بود.مورّخان متفقند كه هدف خالد از اين كار آن بود كه با اين آب به رقابت با آب زمزم بپردازد. 1شايد كسانى كه اين نكته را جعل كردهاند،بر آن بودهاند تا از وى يا بنىاميه انتقام بگيرند،چرا كه كارهاى خالد در مكه با چنين جرأتى عليه دين هماهنگى ندارد.قبلاً ديديم كه مسعودى نقل كرد كه خالد با شنيدن آن شعرى كه كسى از شعرا گفته بود و مضمونش آن بود كه چقدر موسم و كعبه و حجر خوب است كه با زنها روبرو مىشويم! خشمگين شد و گفت:اما از اين پس ديگر مصادمت و مزاحمتى نخواهد بود! و سپس در مطاف مردان را از زنان جدا كرده،كنار هر ركنى،پاسبانى را با شلاق گماشت تا ناظر اوضاع باشند. 2
من نمىتوانم بپذيرم كسى كه به خاطر خلط ميان زنان و مردان اين چُنين خشمگين مىشود،جرأت محاربۀ با زمزم را پيدا مىكند.اما به هر روى،خالد در رفتارهايش بسيار