137ايشان به صفوف برادرانشان پيوسته و همگى روى كلمۀ واحدهاى كه بتواند اين شقاق و اختلاف را بر دارد،متحد شوند،آن هم در وقتى كه ما بيش از هر زمان ديگر به اتحاد و اتفاق نيازمنديم.
نبرد درمكه و آتش گرفتنكعبه
هنوز واقعۀ حرّه در اواخر سال 63 در مدينه تمام نشده بود كه يزيد به مسلم بن عَقَبه 1فرمانده سپاه شام،دستور داد تا براى جنگ با ابن زبير راهى مكه شود.در نيمۀ راه بود كه مسلم بن عَقَبه مرد و پيش از آن سپاه را به حصين بن نُمير 2سپرد.او فرماندهى را بر عهده گرفت و در اواخر محرم سال 64 به مكه رسيده در بيرون آن مستقر شد.
ابن زبير هم با نيروهاى خود كه جمعى از مردم مكه و شمارى از قبايل اطراف بودند و كسانى از بزرگان مدينه به آنان پيوستند،آماده شده،دو طرف به نبرد با يكديگر پرداختند.اين مسأله ادامه يافت تا آن كه سپاه شام در سوم ربيع الاول 64 مجنيق نصب كرده،شروع به ريختن نفت و سنگ روى كعبه كردند كه منجر به آتش گرفتن پرده و خراب شدن ديوار آن شد. 3
به عقيدۀ من هدف آنان كعبه نبود،زيرا سپاه شام هم به سمت آن نماز مىخواندند و كسى كه به سوى كعبه نماز مىخواند،آن را هدف قرار نمىدهد و راضى به انداختن سنگ-چنان كه برخى مورّخان گفتهاند،يا به عقيدۀ برخى ديگر-و آتش به سوى آن نمىشود.
آنچه من مىفهمم اين است كه ابن زبير به كعبه پناه برده بود و از آن به عنوان ابزارى براى حفظ خود استفاده مىكرد.سپاه شام هم مىكوشيد تا او را كه در پشت كعبه پنهان شده بود،هدف قرار دهد و طبعاً برخى از سنگها به كعبه اصابت كرد.برخى از مورّخان ميانهرو گفتهاند كه اصحاب ابن زبير در كنار كعبه آتش روشن كرده بودند و اين آتش به