111حارث بن عبدالمطلب از بنىهاشم،اميران مكه بودند. 1
تعدد آنان جلب توجه مىكند.اين مطلب به سياست عمر در برخورد شديد با واليانش باز مىگردد كه سخت از آنان مراقبت داشت و تواند كه علت تعدد،همين امر باشد.عمر تنها از تعداد معدودى از اميرانش راضى بود 2و به همين دليل فراوان عزلشان مىكرد.وى سنت مقاسمۀ اموال آنان را هم پايه گذارى كرد؛به اين ترتيب كه پيش از رفتن والى،اموال او را محاسبه مىكرد و در پايان امارتش،باز ثروت وى را حساب كرده،هر چه بر آن افزوده شده بود يا مقدارى از آن را بر مىداشت و به بيت المال مىسپرد،مگر آن كه بر وى ثابت مىشد كه آن اموال را از راههاى مشروع به دست آورده است.
روزگار عثمان
در بحث از واليان خليفۀ اول و دوم در مكه،به رويدادهاى مربوط به آن دو در مدينه نپرداختيم؛چرا كه ما تاريخ مكه مىنويسيم و به همين دليل،به اخبار نقل شده چندان مىپردازيم كه ارتباطى با موضوع مورد بحث ما داشته باشد.اما در اين مقطع نياز مبرمى به طرح يك بحث استطرادى در باره عثمان در آن حادثه بزرگى كه رخ داد داريم؛ چرا كه آن حادثه پيامدهايى داشت كه به مكه نيز مربوط مىشد.
داستان عثمان مفصلتر از آن است كه به اختصار برگزار كرده يا ضمن فصل كوتاهى بياوريم.مورّخان قديم و جديد در بارۀ علل و اسباب آن فراوان گفتهاند،كما اين كه در نتيجۀ آن تحقيقات هم،اختلافاتى روى داده است.با اين همه آنان در اين مطلب اتفاق نظر دارند كه آن رويداد،نخستين حادثهاى بود كه اختلاف نظر ميان مسلمانان را پديد آورد و اولين شكافى بود كه صفوف مسلمين را بر هم زد.