104على-رضي اللّٰه عنه-چون صفت پيغمبر-صلوات اللّه عليه-كردى،گفتى: نه درازى باريك بود و نه كوتاهى خُرد،بلكه ميانۀ اين هر دو بود،راست اندامِ تمام پشت،مويى داشت نه جعدى جعد و نه تيزى تيز،ميانۀ اين هر دو بود،نه كِرْ و نه تيز،رويى داشت نه گِرد و نه برآمده چون روى فربهان،و نه خشك و نِزار چون روى نحيفان،بلكه روىْ گرد به قاعده بود،سپيد و روشن و لطيف.چشمى داشت سپيدش سپيد و سياهش سياه، مژگانى راست به هم در رُستَه،دراز و بسيار،و استخوان اعضاهاى وى بزرگ و قوى، ميان شانۀ وى گشاده و ميان خط نافش باريك،موىهاى اندامش خرد و تُنك،انگشتانش -هم از آنِ دست و هم از آنِ پاى-درش و بزرگ؛كفهاى وى نرم چون حرير بود،و چون از جاى خود برخاستى و مىرفتى،از چُستى همانا كه مرغ بود كه مىپريد،و چون التفات كردى به يك بار التفات كردى،نه چون رعنايانْ سرخوهله [ به معناى كجى و ناراستى ] داشتى.و در ميان هر دو كتفش مُهر نبوّت بودى،و او خود كه صد هزار درود حق بر وى باد،خاتم پيغمبران و مهتر عالَميان بود،و در سخا از همه بهتر بود،و در شجاعت از همه بيشتر بود،و در فصاحت از همه نيكوتر و تمامتر بود،و در عهد و پيمان از همه درستتر بود،و در خوى و خُلق از همه نيكوتر بود،و در تعيُّش با مردم از همه بزرگتر.بر بديهه چون وى را بديدندى از وى هيبت داشتندى،و چون با وى مخالطت كردندى وى را چون جان و دل دوست گرفتندى،نه پيش از وى مثل وى كسى توانستندى ديدن،و نه بعد از وى كسى مثل وى تواند يافتن،صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ و آله و سلَّم. 1