216مىخواند: «يا على يا ابوحسين عبر الشنخشور زين» هر وقت مىخواندند، اين شعر را مىخواندم:
به هر مجلس اگر دشمن اگر دوست
كشد جامى به طاق ابروى اوست
عمران با اينكه ملاح 1 بود، اما با كمال بود، خوب آدمى بود. اغلب قرآن را حفظ داشت. شبها را كه تا صبح ايستاده و پارو مىزد و قرآن مىخواند. لحن خوبى هم داشت.
از«دير»تا«كربلا»پانزده روز راه است. چهار پنج قريه و آبادى معتبر در بين راه دارد، كه در حقيقت هر كدام شهرى است.
عانه
«عانه»آبادى بزرگى است كه تقريباً يك فرسخ و نيم دو طرف شط، عمارت و بستان و آبادى است. قلعه محكمى در بالاى كوهى داشته است، مشرف به شط، كه يك طرف آن خراب شده است، اما خيلى محكم بوده است. در وسط شهر جزيرهاى است كه قلعه كهنه و خرابى دارد. مىگويند از آثار«شاپور ذوالاكتاف»است. دو سه مسجد بزرگ و بازارهاى خوب دارد در حقيقت شهرى است اما عربى. از طرفى به طرف ديگر به استعانت شنخشور رفت و آمد مىكنند و اغلب با مشك كه باد مىكنند و زير شكم گرفته، از طرفى به طرف ديگر مىروند. اشجار هلو و زردآلو و انار و انجير و توت دالخور و نخل خرماى زياد دارد.
رمادى
ديگرى«رمادى»است كه تقريباً مثل«عانه»است، اما كوچكتر است.