169گاهى هم در تخت خود مىنشيند، تخت قاطرى دارد كه دو قاطر بسته است، چهار قاطر هم يدك دارد، دو ماديان هم دارد، يكى سوارى است و يكى يدك مىكشد، نهايتاً دويست نفر سرباز هم، بعضى بر قاطر و بعضى بر شتر، كه همه شتر سوارها،«بنى عقيل»و رئيس آنها«عبود نام»، كه ما در حمل او هستيم مىباشد، محافظه اردو با اينها است، شب دور اردو چادر مىزنند، روز هم چند اول عقب است، چادر خود«عبود»هم چادر بزرگى بود، پشت سر چادر حقير مىزدند، و تا به صبح دو مشعل افروخته داشت، و بيدار با ده دوازده نفر نشسته بود، به اين جهت با خاطر جمعتر از ساير حجاج مىخوابيديم، اگرچه هر چند دقيقه يك نفر بلند فرياد حاضرباش مىكشيد، آن وقت از طرف اردو جواب مىدادند.
منازل ميان راه
منازل ميان راه مشهورهاى آن از اين قرار است:
اول منزل مشهور كه سه منزلى«مدينه»است«هديه»كه مقابل و نزديك«خيبر» است، بعد از آن«مداين صالح»است كه روز نهم وارد شديم، يك روز هم توقف كرديم، دوغ خوب، برّه و خرماى بسيار اعلا عرب آورده مىفروختند، برّۀ خريدم كشتيم و خورديم، اخْضَر 1 كه چشمه بسيار خوبى، و آب خيلى خوشگوارى، اما شنزار بود و باد مىآمد، كه ابداً چشم را نمىشد باز كرد، اينجاها هم برّه و دوغ مىآوردند.
بعد از آن«تبوك»است، كه قلعهاى است و آب جارى دارد و نخلستان كمى هم دارد، رعيت«ابنالرشيد»امير جبل هستند، آب چندان خوشگوارى ندارد، و«آزدر» 2 هم يكى از منازل است، او هم بركه بزرگى دارد و چند اصله درخت خرما، و كمى هم جو كاشتهاند،«صروه»كه استقبال چى حاج است و آذوقه براى فروش مىآوردند، چهار منزلى«معان»آمد، پاشائى همراه، دو عراده توپ و صد نفر سرباز و سه چادر بزرگ كه همه قسم آذوقه آورده بودند، حتى مرباهاى خوب و حلويات و نان و قند همه چيز آورده بودند و خوب به موقع آمدند، آذوقه حجاج تمام شده بود، هر كس هر چه لازم داشت خريد، گران اما باز هم از«مدينه»گرانتر نبود.