127بود، اما اگر چه آن عمارت به پايان رسيد، ليكن نه چنان چه دستورالعمل زمان«مهدى» بود و چندان اهتمامى در استحكام و تزيين آن به عمل نيامد، و بعضى إزار 1 آن را، كه در زمان مهدى به سنگ مرمر كه از«مصر»مىآوردند و ازار را به جاى مىگذاردند، چون زمان«مهدى»شد به گچ اندود نمودند، و توسعۀ ديگرى در«مسجد الحرام»بعد از آن زمان نشده است، مگر دو مرتبه، يكى در زمان«المعتمد باللّٰه عباسى»، و ديگرى در زمان «المقتدر باللّٰه»، و اين دو توسعه در اصل فضا نبود، بلكه در اروقه و ابواب 2 بود و چندان چيزى نبود، و در حقيقت فضاى«مسجد الحرام»همان فضاى زمان«مهدى»است كه تاكنون هم بر جاى و به همان قرار است واللّٰه العالم. ليكن تعميرات مكرر شده است، كه احصاى آنها غير مقدور است، لهذا صرف نظر از بيان تعميرات كردم، واللّٰه العالم بحقائق الامور.
مسجد الحرام
«مسجد الحرام»مسجدى است بزرگ، كه در مركز و وسط آن تقريباً«بيتاللّٰه»واقع است، ارتفاع خانه از زمين تا سطح بام، بنابر آنچه صاحب تاريخ مكّه مىنويسد: بيست و هفت ذراع است، دور آن از«ركن حجر»تا«ركن شامى»دوازده ذرع است، و از«ركن حجر»تا«ركن يمانى»ده ذرع و نيم است،«حجر اسماعيل»كه مدفن«حضرت هاجر» است، بين«ركن شامى»و«ركن عراقى»واقع است، به شكل نصف دايرۀ متصل، ديوارى به ارتفاع هيجده گره و عرض يك ذرع از سنگهاى مرمر حجّارى شده، مثل قاب سازى آنجا را از مطاف سوا مىكند، دو در دارد، يكى متصل به«ركن شامى»و يكى متصل به «ركن عراقى»، شير آب بر ميان«حجر»و وسط حقيقى آن منصوب است و از طلا، به عرض تخمينى چهار گره و طول يك ذرع، خارج از ديوار به نظر مىآمد، كه آب در «حجر»مىريزد.