118جائى را نديدهام، تلويحا اظهار تشيع مىكرد، آيات قرآن بر تفضيل«اهل بيت»خواند و آيه أَطِيعُوا اللّٰهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ 1 را خواند، آدم بدى نبود، به او گفتم چند قروش از حقير به هديه قبول مىكنى؟ با كمال استغنا قبول كرد، قدرى جمعيت كم شد برخاسته آمدم.
الاغى سوارى كرايه كردم، و سوار شده آمدم شهر، منزل قدرى خوابيده، شب را مشرف شده،«طواف»كرده، شكر خداوند را بر سلامت و اداى اعمال واجبه نمودم، مخصوصاً اين«طواف»را به نيابت حضرت اجلّ اكرم«آصف الدوله»كردم.
طوافهاى مستحبى
اسامى اشخاصى كه براى آنها«طواف»كردم:
اول براى پدرم و بعد براى مادرم، براى مرحوم عمو، براى عيال مرحوم، براى خالهها هر كدامى يك«طواف»، براى دونفر دائى يك«طواف»، يك«طواف»براى معلمين خود كردم كه مخصوصاً براى مرحوم«ملاسميع»و«ملااسحق»و«ملاحسن»و «ملاعلى»و«ملامحمدتقى»را اسم بردم، اما براى احياء از براى«حضرت اشرف والا نيّرالدوله»و از براى«حضرت اجل اكرم آصف الدوله»، براى«جناب خادم باشى»پسر عمو، براى جناب متولى مسجد، براى جناب«اعتضادالتوليه»، براى هر سه نفر اولاد و براى هرسه اخوى، هر كدامى يك«طواف»كردم، براى سايرين هم هركس كه خاطرم آمد براى هر دوسه نفر يك«طواف»كردم، حتى براى نوكرها طواف كردم، براى همشيرهها هر كدامى يك طواف كردم، براى اقوام هركس كه خاطرم آمد طواف كردم، براى اهالى «خرمآباد»طوافى كرده، اسم اغلبى را بردم، خداوند انشااللّٰه قبول كند، به حق محمد و آله.
بعد از مراجعت از«منا»باقلاى تازه و خيار هم در بازار پيدا شده است، خوب نيست، طعمى ندارد.