110در قابهاى طلا يدك مىكشيدند، دو راسته سرباز كه تقريباً پنجاه نفر بودند، دو راسته در جلو حركت مىكنند، بعد از آن قريب پنجاه نفر غلامهاى سياه، با تفنگهاى ته پر كوتاه برزنكه انگليسى در دوش، در دو طرف درشكه هم چهار غلام سياه با لباس احرام، عصا در دست حركت مىكنند.
در اول موكب هم دو عراده توپ ته پر بر قاطر بسته، و هر پنج شش دقيقه مىاندازند، صاحب منصبى هم سوار بر قاطر به همراه توپ است، هر عراده هم دو عراده ديگر كه صندوق قورخانه اوست، همراه دارد، و پشت سر«شريف»به قدر صد سوار ذلول سوار واسب و قاطر سوار، بعضى محرماً و غالباً بدون احرام، سواره حركت مىكنند.
به قدر صد مشعل نفتى هم در دو طرف راه، هر يكى به دوش يك نفر مىكشند، پشت سر اين جمعيت باز دو عراده توپ و سى چهل سرباز و سى چهل سياه با تفنگ و دو تخت روان خيلى قشنگ مزين، كه اهالى حرمش در آنها هستند. و در دو طرف تخت، هر طرفى خواجهاى سوار بر قاطر، اين دو توپ هم پشت سر توپهاى جلو شليك مىكنند و در موكب خود«شريف»هم، در پشت سر يك دسته موزيك است، كه سواره آهسته خيلى كم صدا، موزيك بدون طبل مىزنند.
موكب باشكوه
اين موكبِ باشكوه، و چراغهاى بيرون از حساب كه گذشت،«حمل شامى»در حركت است به قدر صد نفر سرباز و يك دسته باطبل و شيپور كه دو سه دقيقه مىزنند، و به قدر دو سه دقيقه ساكت مىشوند، و صاحب منصبها محرم، ولى از روى قطيفه احرام شمشير بسته و سوار قاطر در وسط حركت مىكنند، سرباز هم غالباً محرم، پشت سر پنج شش هزار، به همين مقدار هم جمعيت از«حمل مصرى»به همين ترتيب و آداب به همراه، و دو محمل مقابل هم در حركت، پشت سر محمل هم، سواره بسيارى از مصرى و شامى كه سُرنازن هم دارند و دهل و سرنا 1 مىزنند رد مىشود، چراغ حساب ندارد،